تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 332

مساهمون:

ص٣٣٢
مىكنند . آن هم تأديبى كه گاهى وقتها منتهى به كشتن مىشود . يك نفر آدمى كه يك مملكت را مىخواهد فاسد بكند ، يك كشور را ، يك گروه را ، فاسد مىخواهد بكند ، و قابل اصلاح نيست ، اين را بايد براى تهذيب جامعه ، براى حفظ جامعه ، اين غدهء سرطانى را بايد از اين جامعه دور كرد . دور كردنش هم به اين است كه اعدامش كنند . اعدامهاى اسلامى اين طورى است ؛ نه مثل اعدامهاى غربى مىماند . آنها مىريزند مىكشند مىبرند از بين ؛ و همهء آن براى اين است كه جا براى خودشان باز كنند . اعدامهايى كه در اسلام است اعدامهاى رحمت است . يك طبيبى است كه چاقو را برداشته و اين جامعه را از يك موجودى كه اگر باشد فاسد مىكند جامعه را ، از شرّ اين نجات مىدهد جامعه را . يك حد از حدود الهى وقتى كه واقع بشود ، يك جامعه اصلاح مىشود . اگر چهار تا دزد را دستش را ببرند در مجمع عمومى ، دزدى تمام مىشود . اگر چهار تا آدمى كه به فحشا مبتلاست آن را شلاق بزنند ، در جامعه فحشا از بين مىرود . اين غدهء سرطانى است كه طبيب براى حفظ يك انسان ناچار است كه اين غده را بيرون بياورد . گاهى چاقو برمىدارد چشم آدم را بيرون مىآورد . رحمت است اين ؛ حفظ است .

بيخبران از ماهيت انسان و « حقوق بشر »

انبيا آمدند اين جامعه را حفظ كنند از فسادها . اين حقوقدانها نمىفهمند اصلش ! اصل اسلام را نمىشناسند چيست . اين غربيهايى كه دور هم جمع شدند براى منافع ابرقدرتها ، اينها از انسانيت اصلًا اطلاعى ندارند . اينها فقط اين حيوان يك سر و دو گوش را مىبينند ، و اين طبيعت و اين سطح طبيعت ؛ نه عمق طبيعت . اين سطح طبيعت را مىبينند . اينها مىخواهند « حقوق بشر » ! تو چه مىدانى بشر چه هست تا حق بشر چه باشد ! تو انسان را مىشناسى تا حق انسان را بشناسى ؟ تو جامعه را مىشناسى كه حق جامعه را بشناسى ؟ همهء آنها همين طورند . همهء اين حرفها ، كه مىشنويد در آن طرفها هست ، و اين طرفها هم از آنها تقليد مىكنند ، همه براى اين است كه بچاپند اين جامعه را ! براى چاپيدن است ؛ براى اصلاح نيست . جنگهايى كه الآن هم در دنيا ممالك زيادى پشت سر هم به جنگند و