كرد . قشر دانشگاهى با قشر روحانى و طبقهء جوان روحانى ، اينها با هم نزديك شدند ، همكار شدند ، و همه با ساير طبقات مردم نزديك شدند ، همكار شدند . و همهء اينها در اين كلمه كه رژيم طاغوتى نبايد باشد و بايد يك جمهورى عدل اسلامى باشد ، همه با هم مشترك شدند . غرض همه بود و مقصود همه اين معنا بود . اين نزديك شدن اين قشرها به هم ، متحد شدن اين قشرهايى كه از هم جدا بودند ، با تأييد خداى تبارك و تعالى و با اينكه همه مقصدشان يك مقصد الهى بود ، اين سد عظيمى كه همه امكان نمىدانستند ، ممكن نمىدانستند كه اين سد شكسته بشود ، اين سد را شكست . حالا كه اين سد شكسته شده و آشفتگيها ظاهر شده و دزديهاى اينها فاش شده ، و بعد هم فاشتر مىشود . . . حالا از براى ملت ، به نظر خود افراد ، نوعاً يك آرامشى پيدا شده است و يك نقشهء ديگرى آنها دارند پياده مىكنند . يعنى آن نقشهاى كه قبل اسلامى بود و اين قشرها را به هم نزديك مىكرد و منسجم مىكرد و جوش مىداد به هم ، اينها فهميدند كه از اين جوش خوردنِ اين قوا به هم اين سد شكسته شده است ؛ حالا در صدد اين برآمدهاند كه اينها را از هم جدا كنند .
گروههاى از راه رسيده
الآن تمام اين اشخاصى كه براى اجنبيها دارند كار مىكنند ، و آن اشخاصى كه سوء نيت ندارند لكن توجه به واقعيات ندارند ، همه آمدهاند دارند گروه گروه مىشوند . زحمت تا حالا اين بود كه اين گروههاى مختلف با هم باشند تا اين كار را انجام بدهند ، و از اينجا به بعد هم هر كارى بخواهد بشود بايد با اجتماع بشود ، اينها آمدند حالا با نقشههايى كه دارند ، دارند گروه گروه درست مىكنند . ديشب بود در روزنامه ديدم كه تا حالا صد گروه ، . . . ، يا صد و پنج گروه يك همچو چيزى - يك همچو قلمى بود - اظهار وجود كردهاند ! يعنى صد تا طايفه ايجاد اختلاف دارند مىكنند . نتيجه اين خواهد شد كه اگر اين صد طايفه هر كدام توانستند يك عدهء زيادى دور خودشان جمع بكنند ، نتيجه اين مىشود كه از آن طرف مرزها و از داخل و خارج ، بعد از اينكه ديدند اين قوا از هم جدا