نتوانستند كه آن صبغهها و رنگها را بزدايند . ما بين راه هستيم . ما بين راه هستيم . « 1 »
خيانتهاى بيشمار دودمان پهلوى
. . . ما بايد سازندگى كنيم ، چه سازندگيهاى مادى و چه معنوى . معنويات اين كشور را اينها از بين بردهاند . نيروهاى انسانى را از بين بردهاند . كوشش كردند كه نگذارند روحانيت به شغل مقدس خودش آن طور كه مىخواهد ادامه بدهد . كوشش كردند كه نگذارند دانشگاه به آن طورى كه بايد دانشگاه باشد انجام وظيفه كند و همين طور همهء قشرها را . هم معنويات را از ما گرفتند و قواى انسانى را ؛ و هم اقتصاد مملكت را از بين بردند و همهء جهات مادى را . هم خيانت به ماديات كردند ؛ و هم خيانت به معنويات و خيانتشان به معنويات عظيمتر بود از خيانتشان به ماديات . شما اكثراً يادتان نيست مصيبتهايى كه بر حوزهء علميه در زمان رضا خان وارد شد . بعضى از اين آقايان عظيم كه اينجا تشريف دارند يادشان است ؛ و الّا طبقهء جوان يادش نيست كه چه كردند اينها با حوزههاى علميه ؛ چه كردند اينها با اين ملت در آن زمان . در اين زمان هم كه شما يادتان هست ، ديديد كه چه كردند . تمام حيثيت ملى ، حيثيت انسانى ، حيثيت اسلامى ما را اينها تباه كردند . آن وقت مساجد ما را بستند ؛ مدارس ما از بين رفت ؛ عمامههاى اهل علم را از سرشان برداشتند و آن فضاحتها و نسبت به خواهرهاى ما هم آن فضاحتها . در زمان « 2 » ) 86 ( بدتر از زمان او شد . در آن وقت فشار بود و فشارْ امَد « 3 » داشت ؛ در اين وقت حيله بود . حيلههاى زياد . فشار هم بود ؛ اما حيله هم زياد بود . به اسم اسلام ، به اسم عدالت اجتماعى ، عدالت اسلامى ، به اسم اسلام ، احكام اسلام را از بين مىخواستند ببرند . به اسم اسلام لطمه بر حيثيت اسلام زدند و مىخواستند بزنند .
جنايات بيشمار شاه
به حمد اللَّه اينها از بين رفتند و خواهند رسيد به جرايم خودشان در آنجايى كه آنجا دار
هامش
( 1 ) - قطع نوار به مدت چند دقيقه .
( 2 ) - مراد ، محمد رضا شاه است .
( 3 ) - نهايت ، سرانجام ، پايان .