حسابهاى ما درست نبود و حق هم داشتند ، براى اينكه حسابهاى آنها حساب مادى و طبيعى بود ، ماوراى طبيعت را نديده بودند ؛ طبيعت را ديده بودند . روى موازين طبيعت همانطور است كه آنها مىگفتند كه نبايد يك ملتى كه هيچ ندارد اين غلبه كند بر يك قدرتهايى كه پشتيبانش قدرتهاى همهء عالم بود . نه قدرتها ، تقريباً - عرض مىكنم - نه فقط ابرقدرتها . همهء ممالك اسلامى دنبالش بودند . اينكه ما را نگذاشتند عبور كنيم از كويت از اين طرف كويت به آن طرف كويت هم اجازه عبور ندادند - براى اين بود كه پشتيبانش بودند . اينكه عراق فشار آورد كه شما فعاليت سياسى نكنيد ، ما تعهدات داريم . و ما هم فشار آورديم كه ما تا هستيم فعاليت سياسى تكليف شرعى ماست ، مىكنيم . و بالاخره ما را تهديد كردند به اينكه بر فرض اينكه به شما كار نداشته باشيم ، اصحاب شما ، و رفقاى شما را خواهيم چه كرد . و من ديدم كه ديگر نمىشود . اين براى اين بود كه آنها مىگفتند ما تعهد داريم با دولت ايران . و من فهميدم كه همهء اين دولتهاى اسلامى ، به اصطلاح « اسلامى » ، وضع همين است كه نگذارند ما وارد بشويم و هر كجا برويم ردمان بكنند . ما هم رفتيم به خارج كه اينها ديگر نفوذ نداشتند آنجا . و آنها هم پشيمان شدند از اين معنا .
تداوم انقلاب تا اجراى قوانين اسلام
اين قدرت الهى را از دست ندهيد . اين امانت الهى را حفظ كنيد . همان طورى كه آن وقت به فكر گرفتاريهاى خودتان نبوديد ، و فكر يك فكر بود و آن اسلام ، و اين رمز پيروزى شد . شما الآن پيروز نيستيد باز ؛ براى اينكه آنچه شما مىخواهيد ، آنچه ما همه مىخواهيم ، اين است كه اسلام به همه معنا در ايران ، و ان شاء اللَّه در همهء ممالك تحقق پيدا بكند . غرض اين نبود كه فقط ظالم از بين برود ؛ مانع از بين برود ؛ آن هم يكى بود ؛ اما آنها مقدمه بودند . آنچه مقصد بود اسلام بود ؛ آنچه مردم خونشان را در راه آن دادند اسلام بود ؛ آنچه مردم جوانهايشان را دادند و زنها جوانهايشان را دادند ، و بعد هم اظهار تشكر مىكردند ، آن اسلام بود و اعتقاد به اينكه بايد اسلام تحقق پيدا بكند . ما تا حالا اين مطلب برايمان حاصل نيست . الآن باز آن رنگهاى رژيم سابق هست . نتوانستيم و