تبليغات سوء بيگانگان
اينها همچو تبليغات كرده بودند كه اگر يك ملّايى وارد مىشد در امر سياسى ، راجع به حكومت مىخواست صحبت بكند ، راجع به مجلس صحبت بكند ، راجع به گرفتاريهاى سياسى مردم مىخواست صحبت بكند ، در خود جامعهء روحانيت مىگفتند كه اين آدم « سياسى » است ، ديگر به درد نمىخورد ! همان خاصيتى كه در على بن ابى طالب بود كه يك رجل سياسى بود . از خطبش معلوم است كه مرد سياست بوده ؛ و از كاغذى كه به مالك اشتر نوشته و دستورهايى كه داده ، همهاش دستورهاى سياسى است . ما غفلت كرديم از مبادى امر و از صدر اسلام و از كيفيت سياست رسول اكرم و از سياست امير المؤمنين - سلام اللَّه عليه - و سياست زير زير ائمه - عليهم السلام - كه به صورت تقيه سياستها را اجرا مىكردند . به ما اينها تزريق كردند ، و حتى به خود ما تعميه « 1 » كردند ، كه شما حق دخالت در اين امور نداريد . اصلًا در شأن شما نيست ! با اين اسم كه ما يك قدرى خوشحال بشويم كه آقا شما بالاتر از اين هستيد كه در سياست دخالت بكنيد ! شما يك رجل روحانى هستيد ؛ شما بايد مردم را تهذيب اخلاقشان را بكنيد ؛ اخلاق براى مردم بگوييد ؛ و امثال اين حرفها . هم منبرها را از محتوايى كه بايد داشته باشد ، كه آن دخالت در امور سياستِ مملكت است ؛ و هم مسجدها را و هم ساير طبقات روحانيون را و هم حوزههاى علميه را از آن محتوايى كه اسلام از اول مىخواسته اينها [ داشته ] باشند و اين كارها را بكنند [ بازداشتند ] . « حوادث واقعه » بايد به روحانيين رجوع بشود . « حوادث واقعه » چه چيز است ؟ حادثهها همين حوادث سياسى است . حالا احكام جزء « حوادث » نيست . و
أما الحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ « 2 »
رجوع كنيد به فقها . حوادث همين سياستهاست . اين « حادثه » ها عبارت از اينهايى است كه براى ملتها پيش مىآيد . اين است كه بايد مراجعه كنند به كسان ديگرى كه در راس مثلًا هستند . و الّا مسأله گفتن و احكام شرعى جزء حوادث نيست . يك چيزهايى است كه بوده است .
هامش
( 1 ) - پوشيده ساختن معنى .
( 2 ) - وسائل الشيعه ، ج 18 ، ص 101 ، كتاب القضاء ، باب 11 ، حديث 9