نتيجه نداشته باشد . يعنى آن نتيجهاى كه اسلام از مسجد و منبر و از دانشگاه م « 1 » ) 94 ( حاصل بشود خنثى كنند . . . .
مأموريت رضا خان
راجع به مسجد و منبر و روحانيت مأمورشان ، كه رضا خان بود ، آمد و - شايد اكثر شما يادتان نباشد كه چه كرد - تمام منابر تعطيل شد ؛ تمام مساجد نيمه تعطيل ؛ تمام مجالس روضهخوانى همه از بين رفت . تمام روحانيت دستخوش مفسدههايى كه آنها داشتند . . . عمامهها را برداشتند ؛ لباسها را از [ تن ] آنها كندند ؛ تغيير دادند ؛ منبرى ، محرابى ، كوچك ، بزرگ - همه در تحت فشار واقع شدند . و يك چيز مهمى كه هم در دانشگاه عمل شده و هم در منبر و محراب و روحانيت ، اين است كه تبليغات دامنهدار شده است كه به خود روحانيون هم مطلب را مشتبه كنند كه شما چه كار داريد به سياست . شما برويد نمازتان را بخوانيد ! عبا را به سرتان بكشيد برويد نماز را بخوانيد . و بعد از نماز هم ، اگر مىتوانيد چند كلمه بگوييد . و بعد هم برگرديد خانهتان . چه كار داريد به مملكت ! به احتياجات ملت شما چه كار داريد ؟ ! اين كارش با ماها .
ما وقتى كه از آن حبس بنا بود بياييم به آن حصر ، « 2 » اين پاكروان - مثل اينكه مقتول هم شد ، آن وقت رئيس سازمان بود - « 3 » آمد آنجا . من و آقاى قمى « 4 » هر دو با هم نشسته بوديم . آن هم آمد و گفت به اينكه اين سياست كارى است كه دروغگويى در آن هست ، بدجنسى ، مثلًا ، در آن هست ؛ چه هست ؛ اين آخر كلمهاش اين بود كه پدرسوختهاى در آن هست ! اين را شما بگذاريد براى ما ! من گفتم سياست به اين معنايى كه شما مىگوييد مال شماست !
هامش
( 1 ) - اصل : بايد .
( 2 ) - روز جمعه 11 مرداد 1342 ، امام خمينى از زندان عشرتآباد به داوديه و سپس به قيطريه منتقل شدند و در محاصره قرار گرفتند .
( 3 ) - حسن پاكروان ، رئيس وقت سازمان اطلاعات و امنيت كشور . وى در نخستين روزهاى پيروزى انقلاب اسلامى ، با حكم دادگاه انقلاب اسلامى ، به مرگ محكوم و تير باران شد .
( 4 ) آقاى سيد حسن قمى