عمل خودشان را مىبينند ، همراه عمل خودشان است . جهنم از اعمال ما درست مىشود . بهشت هم از اعمال ما درست مىشود . همهاش عمل ماست . كوشش كنيد كه عمل صالح باشد ؛ سازگار باشد با طبيعت و فطرت .
محبت روحى و مداواى جسمى
همين اعمالى كه شما انجام داديد ارزشش را ما نمىتوانيم تعيين كنيم . در يك ميدان جنگى كه دارد گلوله غرش مىكند و دشمن با تانك و توپ حمله كرده است ، براى نجات دادن يك انسان كسى خودش را به خطر بيندازد و برود نجات بدهد او را ، ارزش اين كار را در اينجا نمىتوانيم ما تعيين كنيم كه چقدر ارزش دارد . قضيه نجات يك آدم نيست . قضيه آن حال روحى است كه اين آدم دارد ؛ و با آن حال روحى مىرود و اين اقدام را مىكند . اين عمل شما ارزش دارد پيش خدا و اين عمل را ادامه بدهيد . ان شاء اللَّه آن چيزها نمىآيد در كار ؛ لكن خوب تصادفها هست ؛ گرفتاريها هست ؛ مرضها هست ، همهء اينها هست .
شغل شما يك شغل شريفى است و پرارزش . تماس لمسى شما داريد با آن برادرهاى گرفتار ، توجه كنيد كه خوب انجام بدهيد . با آنها خوب رفتار كنيد . يك نفرى كه الآن گرفتار است ، و مثلًا زير اتومبيل رفته است يا زخم خورده است يا زلزله ديده است يا چه ، اين آن قدرى كه احتياج به مداوا دارد بيشتر احتياج به لطف دارد . اين كسى كه مىرود او را نجات مىدهد ، پرستارى مىكند ، مىآورد طبيبى كه او را مىبيند ، آن قدرى كه اين آدم الآن احتياج دارد كه به او تلطف كنند ، ترحم كنند ، خوب رفتار كنند ، بيشتر از آن اندازهاى است كه مداوا كنند . اين يك لطف روحى است و آن يك گرفتارى جسمى . خيلى بايد توجه داشته باشيد به اينكه با اينهايى كه سر و كار داريد و اينها گرفتار هستند ، با اينها طورى رفتار كنيد كه اين گرفتاريهايشان سبك بشود . وقتى با آنها رفتارِ خوب باشد ، مثل يك پدرى كه اولادش را مىخواهد نجات بدهد ، اين مادرى كه بچهاش گرفتارى دارد و مىخواهد نجاتش بدهد ، آن قدرى كه الطاف اين مادر او را آرام مىكند ، مداوا آن قدر در او تأثير ندارد ، اين الآن احتياج به اين دارد كه روحش آرام بشود . مادر روح اين را