اگر به آنها مهلت داده بشود ، اين ريشهها كم كم ممكن است رشد بكند . حالا چيزى نيستند ؛ لكن نبايد ما دشمن را حقير بشمريم . بايد توجه كنيم به اينكه الآن توطئه در كار است . در هر جاى كشور كه مىرويم توجه مىكنيم ، مىبينيم كه توطئههايى در كار است براى اينكه نگذارند اين نهضت به ثمر حقيقىاش برسد ؛ بلكه به طمع اينكه شكست بخورد نهضت و مسائل سابق باز برگردد . از اين جهت ما الآن در يك موضع حساس هستيم كه به نظر من حساسترين نقطهء تاريخ است . و همهء ما ، دانه دانهء ما ، فرد فرد ما ، مسئول هستيم . من كه يك طلبه هستم مسئول ؛ آقايان علما هم كه تشريف دارند مسئول ؛ شما پاسدارها هم ، پاسدارهاى محترم هم ، يكى يكى مسئول ؛ آقايان دادگسترى هم يكى يكى مسئول ؛ و همهء قشر ملت مسئولند . يعنى ما الآن در يك موضعى واقع شديم كه اگر مسامحه بكنيم ، من بخواهم كنار بكشم بگويم خوب ديگران بكنند ، شما بخواهيد كنار بكشيد بگوييد ديگران بكنند ، اين اسباب اين مىشود كه نتوانيم اين نهضت را به آخر برسانيم . الآن همهء ما ، هر فرد ما ، به اندازهء خودش مىتواند يك كارى انجام بدهد . يك پاسدار به اندازهء يك نفر مرد شجاع مىتواند كار بكند ، يك اجتماعى به اندازهء افرادى كه دارد كار انجام مىدهد و اجتماع از اين افراد پيدا مىشود . اگر فرد خودش را مسئول نداند ، اجتماع كه از افراد بايد پيدا بشود قهراً خودش را مسئول نمىداند .
تلاش براى رسيدن به مقصد نهايى
ما الآن همهمان در اين وقتى كه هستيم ، همانطور كه قبل از اينكه برسيم به اين قلهء بلندى كه آن ديوار بزرگ را شكستيم ، چطور بود كه هيچ توجه نداشتيم كه ما شب كه برويم منزل شام چه مىخوريم ؛ روز كه بياييم منزل ناهار چه داريم ؛ گرفتارىمان چه است ؛ قرض داريم . هر كس خودش ادراك اين معنا را مىكند كه آن روز كه فرياد « اللَّه اكبر » مىكشيديد جز يك نقطه نظر كه پيشبرد اسلام باشد چيز ديگر نبود ؛ در نظرتان چيز ديگرى نبود ؛ گرفتاريهاى شخصى هيچ مورد نظر نبود . من مىدانم كه در آن حالى كه همه با هم داشتند مبارزه مىكردند ، مقابل تانك مىرفتند ، اينها جز اينكه يك