مبدأ همهء خيرات و مبدأ همهء ترقياتى كه براى يك مملكت هست ، چه در جهت ماديت و چه در جهت معنويت اين است كه ايمان در كار باشد . بايد شما و ما دست به هم بدهيم براى قشر آتيه كه اينها مقدرات مملكت دستشان است ، ايمان ايجاد كنيم . شما از دانشگاه مؤمن بيرون بدهيد ؛ ما از مدرسهها مؤمن بيرون بدهيم ؛ نه عالِم . عالِم تنها فايده ندارد . البته مؤمن تنها هم مؤثر خيلى نيست . خوب ، قشرهاى ديگر هم مؤمن هستند . اما عالِم وقتى مؤمن شد ، عالِم وقتى متقى شد ، آن است كه منشأ خيرات و بركات است ، و حفظ يك كشور ، يا خداى نخواسته از آن طرف به باد دادن يك كشور است . بنا بر اين ، يك بار سنگينى به عهدهء ما و شماست و اين بار سنگين كه به عهدهء ما و شماست اگر چنانچه درست راه برديم و به آن شغلى كه داشتيم درست عمل كرديم و در كنار علم ايمان را هم تقويت كرديم و برنامهها ، برنامههاى سابق نباشد و يك تحول در برنامهها پيدا بشود و كوشش كنيد كه برنامههايى كه براى عقب نگه داشتن ما بوده است اين برنامهها تغيير كند ؛ البته در موقعش ما كوشش مىكنيم ؛ اما شما الآن بايد كوشش بكنيد . برنامههايى كه ديگران براى ما درست كردند ما نبايد زير بار آن برويم . ما بايد تغييرش بدهيم . تحول مىخواهد .
نقش فرهنگ در ذلت يا عظمت يك ملت
بزرگترين تحولى كه بايد بشود در فرهنگ بايد بشود ؛ براى اينكه بزرگترين مؤسسهاى است كه ملت را يا به تباهى مىكشد ، يا به اوج عظمت و قدرت مىكشد . برنامههاى فرهنگى تحول لازم دارد ، فرهنگ بايد متحول بشود . اين غير از ساير ادارات است . فرهنگ ؛ غير جاهاى ديگر است . بنا بر اين ، مشكلات زياد است و در عين حال كه من تشكر مىكنم از اينكه شما براى مستمندان حاضريد اينكه هر جور خدمتى را بكنيد و اين هم ارزش دارد پيش خدا و خلق ، لكن كار شما ، كار اساسى شما ، آن است كه در فرهنگ است . اين يك امر مادى است ؛ يك فقر مادى است ؛ كه البته ارزش دارد كه كمك مىكنيد ؛ ارزش هم ، ارزش معنوى دارد اين ؛ ارزش اخلاقى دارد ؛ لكن آن كار