من فلان كار را بكنم سازمان امنيت مىآيد من را مىگيرد مىبرد توى سياهچال ، اين خوف ديگر نيست . اگر فلان كار را بكنم امريكايىها را وادار مىكنند كه يك همچو كارى بشود ، اينها ديگر در كار نيست . الآن ديگر خودتانيد و مملكت و كشور خودتان . و براى خودتان بايد كار كنيد . همهمان بايد براى خودمان كار بكنيم . اگر - چنانچه - اعتقاد به خدا داريم - كه داريم ان شاء اللَّه - براى خدا اين كار را بكنيم ؛ يك كشور اسلامى است . و اگر خداى نخواسته خير ، اين طور نيست ، ملى هستيم ، خوب . . . براى كشورمان اين كار را بكنيم . و اميدوارم كه همه موفق باشيد و مؤيد .
محروميتها و انتظارات
[ در پاسخ به اظهارات يكى از حاضران : ] .
بله ، اينها مكرراً آمدهاند پيش من . هر دستهاى كه مىآيند [ مىگويند ] در اطراف ما بيكارى زياد است ، هيچ نداريم ، آب و برق نداريم ، دبستان نداريم - عرض مىكنم كه - بيمارستان نداريم ؛ از اين حرفها . خوب ، هر كس از هر جا هست مىآيد مىگويد . و غالباً هم مىگويند هيچ جا مثل ما محروم نبوده . ما به اينها مىگوييم كه خوب ، اين تازه شده است ، يا از قديم بوده است ؟ اين انقلاب اين را آورده است يا خير ، اين سابق بوده است و حالا ما وارد شدهايم به يك جايى كه همهء اينها نبوده است ؟ اگر بگوييد كه انقلاب اين فقر و فلاكت را آورده كه خودتان هم قبول داريد كه نيست اين جور ، پس اين قبل از انقلاب بوده است . اين مطلب اين بيكارى بوده و اين فقر بوده و اين نداشتن آب و برق و آسفالت و . . . بوده است قبلًا . حالا وارد شده دولت به يك مملكتى كه همه چيزش اين جورى بوده .
بختيارى مىگويد كه ما از همه محرومتر بودهايم ؛ سيستانى مىگويد ما از همه محرومتريم ؛ بلوچستانى همين را مىگويد ؛ كردستانى هم . همه و همه هم راست مىگويند كه محروم بودهاند ؛ اما اين محروميتى كه بوده ، سابق بوده ، حالا پيدا نشده است كه شما حالا بياييد بچسبيد به دولت كه الآن بده ! براى اينكه الآن كه نشده است ؛ در دولت