خفهاش كرد .
لزوم قاطعيت در برخورد با مشكلات
اگر ما مسامحه بكنيم و بخواهيم كه با ترتيب - و مثلًا فرض كنيد - ادارى و جوّ پروندهسازى و به كاغذ بازى عمل بكنيم ، كارها زمين مىماند . بايد - به طور قاطع - ارتش ، ژاندارمرى ، به طور قاطع عمل بكنند و سرحدات را جلويش را بگيرند كه اين تفنگها نيايد ، اين مفسدين نيايند . اينها مهمتر از كشاورزى است . اينها ما را از بين خواهند برد ؛ اگر مهلت بهشان بدهيد . الآن چيزى نيستند ؛ الآن با يك « هو » از بين مىروند ؛ اما اگر مهلت بهشان بدهيد ، خوب ، كم كم قواى مجتمع مىشوند و كم كم رشد مىكنند . اين را بايد جلويش را بگيريد . بنا بر اين ، اين مشكل عمدهاش با ارتش و ژاندارمرى است كه اين اشخاصى كه مال مردم را مىخواهند يا اين زراعت را مىخواهند چه بكنند - و معلوم هم نيست كه حقى بگويند و درست بگويند - اينها را جلويشان را بگيرند . و بعد مراجعه بشود به جاهايى كه محاكم صالحه . . . و ببينند اينها چى مىگويند و راست و دروغش معلوم بشود . اما الآن حق ندارند جلو زراعت مردم را بگيرند اينها بايد ارتش جلويش را بگيرد يا ژاندارمرى ؟
[ وزير كشور : ژاندارمرى ] .
خوب ، ژاندارمرى . ژاندارمرى بايد جلويش را بگيرد .
[ وزير كشور : برنامهاى كه دستور فرموديد مرتب در هر منطقهاى داريم پياده مىكنيم و ژاندارمرى يك عدهاى را مىفرستد . ]
فرصت ندادن به توطئه گران
خوب ، پس اينها بايد جلويش را - اينها - بگيرند . اين ديگر با صحبت درست نمىشود ؛ براى اينكه آنهايى كه مفسد هستند به صحبت گوش نمىدهند . اينها قدرت لازم دارند ؛ بىقدرت فايده ندارد .