اين را نمىشود گفت كه كميته حالا ديگر ما نمىخواهيم ! حالا ما كارهايمان [ هنوز ] تمام نشده .
ما حالا كميته لازم داريم . ما حالا اين سربازهاى ملى ، اين پاسداران ملى ، الآن مملكت ما را اينها دارند حفظ مىكنند . ما اينها را لازم داريم . بنا بر اين اصل مطلب كه مشكل اول بود و صحبت اول بود - كه كميتهها كارشكنى مىكنند - اين بايد اصلاح بشود . يعنى بايد همين كه - عرض مىكنم - ما ، حوزهء علميهء اينجا ، آقايان ، شوراى انقلاب ، اينها بنشينند طرح بريزند و اشخاصى را بفرستند و با كمك همهء آقايان - اينها را - تصفيه بكنند . يعنى اگر يك عضو فاسدى كه - عرض مىكنم كه - تو اينها رخنه كرده است كنار بگذارند و مطالب را اصلاح بكنند . اما اينكه « نباشد » الآن صحيح نيست . الآن ما ، بين راه هستيم ؛ الآن اينها را ما لازم داريم .
مشكل كشاورزى و ارتش
قضيهء دوم . راجع به چى بود ؟ راجع به كشاورزى . البته مشكلات كشاورزى يكىاش هم همين مفسدينى هستند كه نمىخواهند [ اصلاح ] بشود . همين ديروز يك دستهاى آمده بودند - از سيستان ظاهراً بودند - گفتند كه ما امسال كشاورزىمان 400 هزار هكتار كشاورزى كردهايم ، و بسيار خوب شده است ؛ لكن يك پلى است كه ما بايد از آنجا عبور كنيم و برويم سراغ زمينهايمان ، اينها تركمنها آمدهاند جلويش را گرفتهاند نمىگذارند برويم . اين [ را ] بايد دولت كارى ، فكرى بكند . اين اشخاص با نصيحت فايده ندارد . حرف ما را يك قشر از ملت كه اعتقاد دارند به ما ، مىشنوند ؛ يك قشرى كه براى فساد آمدهاند ، نمىخواهند درست بشود ، آنها نمىشنوند اين حرفها را . اين ، قدرت لازم دارد . قدرتش هم دست دولت است . ژاندارمرى - عرض مىكنم كه - ارتش ، اينها بايد اين كارها را انجام بدهند ، و اين ايشانند كه بايد اين كار را انجام بدهند . با اينكه يك اشكالات البته هست در ارتش ؛ اشكالاتى هست ، لكن بايد رفع بشود . و ارتش بايد تقويت بشود ؛ در هر جا . ژاندارمرى تقويت بشود جلوى اين اشخاصى كه نمىگذارند