است كه شما همه دست به هم بدهيد اين اخلالگرها را جلويشان را بگيريد ؛ اين اخلالگرهايى كه هستند . هر جا شما هر كدام هستيد . اشخاصى كه هم كارآمد هستند و هم متعهد ، ملى ، اسلامى [ . . . ]
نقش اسلام در پيروزى انقلاب
آقا ! كار هيچ كدامتان پيش نمىرود الّا به اسلام . اين مسأله را ، اين نهضت را اسلام پيش برد ؛ يعنى همهء مردم مىگفتند ما اسلام را مىخواهيم . اگر اين نبود ، اين جبهههاى مختلف و اين حزبهاى مختلف هيچ كدام نمىتوانستند اين كار را بكنند . اين ملت از باب اينكه مسلمان بود ، و از آن طرف رنجها ديده بود ، همه با هم جمع شدند و گفتند ما اسلام را مىخواهيم ؛ ما جمهورى اسلامى مىخواهيم . وقتى هم پاى رأى دادن شد ، همه ديديد كه اگر - چنانچه - قضيهء اسلام در كار نبود آن طور رفراندم را كسى مىتوانست درست بكند ؟ امكان نداشت يك همچو رفراندمى - رفراندمى كه در تاريخ ايران كه هيچ ، در تاريخ بشر بىسابقه است - يك رفراندمى كه همه با شور و شعف مىروند : پيرمرد هفتاد ساله با جوانها ، مريض را توى چرخ مىنشانند و مىآيند مىگذارندش دم آنجا تا رأيش را بيندازد . يكى از مريضها آنجا رأيش را انداخته - براى من نقل كردهاند - رأيش را انداخته و فوت شده است . يك همچو چيز بىسابقهاى براى اين است كه . . . زير پرچم اسلام بود كه اين كار انجام گرفت .
اسلام منهاى آخوند يعنى طبّ به استثناى طبيب
اين حرفهايى كه در اين قشرهاى بىاطلاع - نمىگويم كه فاسد ، بىتوجه به واقعيات - اين حرفهايى كه زده مىشود ، كه در حرفهايشان مىبينيم اصلًا كارى ديگر به اسلام ندارند . هيچى ! مثل اينكه قضيه را همين خود جبههها درست كردند و حزبها درست كردند اين نعمت را دارند از دست مىدهند از آن طرف ، شما در هر جا كه برويد ، آنكه مردم را راه انداخت براى اين چيزها آخوندها بودند .
حالا قيام نكنيد بر ضد آخوند بگوييد كه « اسلام منهاى آخوند » ! معنايش اين است كه