ماهيتش مجهول است ، الآن نمىدانند كه وضع حكومت اسلام چه جورى است ؛ خيال مىكنند كه نه ، اگر اسلام آمد ديگر همهء زنها را توى اتاق مىكنند و در آن را مىبندند ! ديگر همهء مردم را . . . خوب ، تبليغات [ است ] .
دو روز پيش از اين يهوديها آمده بودند اينجا . گفته بودند به اين يهوديها ، به اينها - نمىدانم حالا ، به جمعيت يهودى - كه چنانچه اين نهضت پيش برود و حكومت اسلامى پيدا بشود ، همهء يهوديها را از بين مىبرند ! همه را مىكشند ! به آنها گفتم كه خوب ، نهضت پيش برد ، الآن هم پيش برده ، به شما يهوديها تا حالا يك كسى « تو » گفته ؟ اذيت كرده شما را ؟ اينها مىخواهند كه با اين حرفها و با اين مفت گوييها نهضت را نگذارند [ به ثمر ] برسد ، حكومت اسلامى تحقق پيدا نكند ؛ براى اينكه اگر حكومت اسلامى تحقق پيدا كند ، ديگر دست اجانب از ممالك اسلامى قطع مىشود ؛ و آنها مىخواهند كه دستشان باز باشد . ديگر امثال محمد رضاى پهلوى نمىتواند سلطنت و رياست بكند ، آنها مىخواهند اين باشد تا اينكه براى آنها هر جورى دلشان مىخواهد عمل بكند . ان شاء اللَّه اين حكومت تحقق پيدا بكند و مزهء حكومت اسلامى را ، كه چند صباحى در صدر اسلام بوده است - كم بوده است ، نگذاشتند آن وقت هم - مزهء حكومت اسلامى را مردم بفهمند يعنى چه .
انقلاب اسلامى ، هديهاى الهى
و حالا تكليف ما چيست ؟ تا حال اين شكايتهايى است كه ما از حقوق بشريها داريم . الآن تكليف ما چيست ؟ الآن ما زياد تكاليف داريم . طبقات مختلف تكاليف مختلف دارند . يك تكليف عمومى هست ، و آن اينكه همهء ما با همهء قدرت و قوت كه داريم سعى كنيم كه اين نهضت محفوظ بماند ؛ اين وحدت كلمه محفوظ بماند ؛ اين خدايى بودن نهضت محفوظ بماند كه همه براى اسلام كار بكنند . همين كه ما را تا حالا آورده و پيروز كرده است ؛ چون براى اسلام بود ، وحدت كلمه بود ، همهء ملت براى اسلام قيام كردند و پيروز شدند . خداوند تأييد كرده . الآن تكليف همهء ما اين است كه سعى بكنيم با