جانسون « 1 » آن مرد كه ايستاده بود و عينكش را هم اين طور چشمش را از اين ور گردانده بود ، اين هم مثل يك بچه ايستاده بود جلو ميز او . جانسون اين طرف ايستاده بود ، و او مقابل ميز او ، مثل يك فراش ! من اين قدر ناراحت شدم از اينكه وضع ما اين طور شده ، كه اين شخص - كه رئيس قوم است - در مقابل او رفته اين طور ! آن وقت وقتى مىآمد ، در مقابل شما چه مىكرد ؟ عكس آن بود ديگر ! آنجا حكومت اسلام اين طور بود كه بين خودشان . . . رفاقت و دوستى و وقتى در مقابل غير مىايستادند ، آن طور شدت ؛ لكن حكومتهاى غير اسلامى اين طور نيستند . مىبينند احتياج چقدر دارند ! آنكه مىبيند كه حالا به او محتاج است ، پهلويش مىرود ! شاه يك مملكت است ؛ لكن مثل يك فرّاش پيش او مىرود ! من عكسش را خودم ديدم . مثل يك فرّاش ايستاده بود ! او وقتى كه مىآمد توى مملكت خودش و بين مردمى كه به اصطلاح رعيت خودند ، بين سربازهاى خودش ، آن طور شدت مىورزيد . اين عكسِ آنى كه آنها بودند . اين ، شدت را در بين خود ، قشر زيردست خودش ، مىكرد ، و در مقابل آنها خاضع بود . اما به حسب منطق قرآن
أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ
« 2 » ؛ بر كفار شديد ، بين خودشان رحيم و دوست .
حكومت اسلامى و حكومتهاى طاغوت
اين ، يكى از فرقهايى است بين حكومتهاى اسلامى و حكومتهاى غير اسلامى است . اين طور نبوده كه وقتى وارد بشود يك كسى در محيط حكومت اسلامى ، وحشت بَرَش دارد ! اگر يك كسى مىخواست آن وقت وارد بشود در يك حكومتى ، در يك وزارتخانهاى ، خير ، در يك كلانترى وقتى وارد مىخواست بشود ، وحشت داشت از اينكه چه خواهد شد ؟ !
در حكومت اسلامى وقتى كه پيش نخست وزيرش بروند ، پيش رئيسش هم بروند ،
هامش
( 1 ) - ليندون جانسون ، رئيس جمهورى ايالات متحدهء امريكا .
( 2 ) - بخشى از آيهء 29 سورهء فتح .