تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
غذا دارى ؟ گفت : چيزى كه لايق شما باشد ندارم . [ حضرت ] گفت : چيه ؟ بياور . پيه را آورد ؛ كدو را با پيه سرخ كرده بود ؛ و خيال مىكرد حضرت امير منزلش بساطى هست و حالا اين كم است ! در صورتى كه حضرت امير شايد در تمام عمرش هم يك همچه غذاى دلچسبى شايد - شايد - نخورده بود ! بيا ؛ با هم نشستند : آن رعيت مزرعه ، و اين هم رئيس همه . با هم نشستند و خوردند . بعد هم پاشد حضرت ، لب آن آبى كه داشت عبور مىكرد دستهايش را با شن شست و با مشتش آبش را خورد و شكر كرد .

شدت و رحمت در حكومت اسلامى

همين آدمى كه اين است و همين آدمى كه دور خانه‌ها مىگردد و طعام تقسيم مىكند ، بدون اينكه بشناسندش ، و وقتى كه در خانهء يك نفر مىرود و بچه‌هايش گرسنه‌اند ، يك مقدار نان به آنها مىدهد ، دهنشان مىگذارد ؛ و بعد هم براى اينكه بچه‌ها را دلجويى كند با آنها بازى مىكند و صدايى مثل شتر مىكند كه بچه‌ها خوششان بيايد ! همين آدم كه رئيس قوم است و آن كار را دارد مىكند ؛ اين طور ملايم ، اين طور رئوف ، وقتى مقابل دشمن مىايستد ، شمشير را مىكشد به فرق مىزند ، دو تا مىكند ! از اين ور مىزند دو تا مىكند ! يهود « بنى قريظه » ، كه قيام نكرده بودند و از مفسدين بودند - اين يهوديها از اول مفسد بودند - هفتصدتايشان را همين طور از دم شمشير گذراند در يك روز هفتصدتايشان را كشت ! بين خودشان دوستى ، رفاقت ، ملايمت ، رحمت [ بود ] لكن وقتى در مقابل غير واقع مىشدند ، آنجا شدت . در موقع خودش شدت ، در موقع خودش رحمت . اين وضع حكومت اسلام است .

كِبر جانسون و كُرنش شاه

حكومتهاى غير اسلامى ملاحظهء مطالبى را مىكنند . من واقعاً متأسف مىشدم ، به من برمىخورد اين مطلب [ ناراحت ] شدم . كه ديدم محمد رضا شاه - شاه سابق - در مقابل