تبارك و تعالى باشيد ، آن نفْسِ شما نفْسِ طاهر ، زكى و سعادتمند است ؛ و هر جا كه بشود و هرطور كه بشود ، آن نفْس زكيهء سعادتمندْ سعادتمند است . در شكستها سعادتمند ، در مردن [ هم ] سعادتمند است . مردن انسان ، انسان طاهر ، اول زندگى انسانى اوست . اينجا زندگى حيوانى است ، زندگى محدود است . آن زندگانى انسانىِ غير محدودْ مال يك عالَمِ غير محدود است . اگر تصفيه كرديد ، اگر نفْس خودتان را تطهير كرديد ، اگر اعمال خودتان را با قرآن كريم وفق داديد ، با احكام اسلام وفق داديد ، اگر اخلاق خودتان را اخلاق قرآن كرديد ، اگر نفْس خودتان را تصفيه كرديد ، باك از هيچ چيز نداشته باشيد . مردن چيزِ سهلى است ، چيز مهمى نيست . اين است كه حضرت امير - سلام اللَّه عليه - مولاى همه مىفرمود كه من به موت آن قدر انس دارم كه بيشتر از انسى كه بچه به پستان مادرش دارد . « 1 » براى اينكه او فهميده بود كه دنيا چيست و ما ورا چيست ؛ فهميده بود كه موت يعنى چه . موتْ حيات است . ما شهيد داديم لكن شهيدان ما زندهاند ؛ پيش خدا زندهاند ، آنجا رزق مىخورند ؛ ابدى هستند آنها « 2 » . و ما هم از خدا مىخواهيم كه موفق به شهادت بشويم . يك آنْ است و سعادت هميشگى . زحمت يك آنْ ، سعادت هميشگى دنبالش ؛ سعادت هميشگى .
مقصد الهى
اگر بخواهيد به اسلام و ملت خودتان خدمت بكنيد ، اگر بخواهيد خدمت شما دوام داشته باشد ، اگر بخواهيد خدمت شما پيش خداى تبارك و تعالى اجر داشته باشد ، مقصد را مقصدِ الهى كنيد ؛ براى خدا قدم برداريد ، مجاهده را براى خدا بكنيد ، پاسدارى را براى خدا بكنيد . شما زحمت خيلى مىكشيد ، زحمت خيلى كشيديد ، شما به اسلام حق داريد لكن جهاد كنيد ؛ جهاد نفْس كنيد . اين شب زندهداريها كه الآن مجاهدين ما دارند مىكنند ، در اين دلهاى شب با خداى تبارك و تعالى مناجات كنيد . از خدا بخواهيد كه
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، خطبهء پنجم .
( 2 ) - اشاره به آيهء 169 سورهء آل عمران .