ما متأسفيم از اين كشتارها ، از اين وحشيگريهايى كه رژيم منحوس كرد ؛ لكن متشكريم كه خون ما ، خون جوانهاى ما در راه اسلام ريخته شد . اسلام از اين شهيدها خيلى داشته است ، از اين عزيزها خيلى داشته است . و شما جوانها مثل جوانهاى صدر اسلام به اسلام خدمت كردهايد . اسلام داشت منسى « 1 » مىشد ؛ اسلام را داشتند منهدم مىكردند ، قرآن را داشتند زير چكمهها از بين مىبردند . قيام شما جوانهاى ايران ، قيام شما ملت ايران كه قيام الهى بود ، نهضت الهى بود ، قرآن را زنده كرد ، اسلام را زنده كرد ؛ حيات تازه به اسلام بخشيد .
مجاهدت براى استقرار جمهورى اسلامى
و من اميدوارم كه از اين به بعد باز همهء ما ، همهء ما مجاهدت كنيم تا جمهورى اسلام را مستقر كنيم در اين مملكت و دست اجانب را همان طورى كه تا حالا قطع كردهايم ، از اين به بعد هم نگذاريم سلطه پيدا كنند بر ما ، و نخواهيم گذاشت . ما اجازه نخواهيم داد كه دولتهاى ابرقدرت در مقدرات مملكت ما دخالت كنند ، در ارتش ما دخالت كنند ، در فرهنگ ما دخالت كنند ، در اقتصاد ما دخالت كنند . گذشت آن وقت كه اينها بدون چون و چرا دخالت مىكردند در اين امور .
امروز ملت ما زنده است . امروز جوانهاى برومند ما زندهاند ، ايستادهاند . اينها بودند كه ثابت كردند كه توپ و تانك اثر ندارد در مقابل ملت ، در مقابل ايمان . ايمان به خدا ، ايمان به مبادى اسلامى بود كه شما را پيروز كرد . عزيزان من ! ايمان خودتان را قوى كنيد . گمان نكنيد كه قدرت مادى اين كار را كرد . روى حساب قدرت مادى ، قدرتهاى آنها ميليونها برابر شما بود ؛ روى حساب دنيايى نبايد شما غلبه كنيد ؛ آنها بايد با يك يورش شما را از بين ببرند لكن همهء حسابهايى كه حسابگرها مىكردند باطل شد ! و خودشان هم تصديق كردند كه اين نهضت موافق با هيچ حسابى نبود ؛ [ اين ] پيروزى موافق با هيچ حسابى نبود . آنها حسابهاى مادى را دارند ، حسابهاى دنيايى را مىكنند . و البته روى
هامش
( 1 ) - فراموش .