فقه ، تهذيب و مبارزه
شمايى كه الآن جوان هستيد مىتوانيد خودتان را تهذيب كنيد ؛ اگر پير شديد ، ضعيف مىشويد نمىتوانيد . الآن قواى شما قوى است و شيطان در شما ضعيف . وقتى سن شما زياد شد ، قواى شما ضعيف مىشود و شيطان در شما قوى . آن وقت ديگر نمىتوانيد ، شكست مىخوريد . الآن بايد خودتان را تهذيب كنيد . حوزههاى علميه بايد خودشان را تهذيب كنند . در خلال تهذيب ، هر كارى كه هست تعقيب كنند از عِلميات . ما فقاهت لازم داريم . اگر فقيهى از بين برود ، اسلام از بين مىرود . ما فقيه لازم داريم ، بايد دنبال فقه باشيم . در عين حالى كه دنبال فقه هستيد ، همان طورى كه ائمه - عليهم السلام - بودند ، حضرت امير - سلام اللَّه عليه - بود ، در عين حالى كه نمازش آن طورى بود ، در عين حالى كه عبادتش آن طور بود ، شمشيرش هم آن طور بود ؛ در عين حالى كه بسط علم و توحيد مىكرد و مثلِ نهج البلاغه را گذاشت براى ما ، در عين حال جنگ مىكرد ، در عين حال شمشير مىكشيد ؛ در عين حال كه زاهد بود ، در عين حال قوى و قدرتمند بود ؛ جنگجو بود . اينها با هم بايد باشند .
تحريف اسلام واقعى
اسلام همه چيز است . . . يكى از بدترين چيزى كه اجانب در بين مردم و در بين خود ما القا كردند ، اين است كه اسلام براى اين است كه ما همان عبادت بكنيم . چنان كه مذهب مسيح را هم مسخ كردند ؛ مذهب مسيح مسخ شد . مسيح هر گز نمىشود كه دعوتش اين باشد كه فقط عبادت بكنيد ، ظَلَمه را بگذاريد به كار خودشان ! اين نمىشود ؛ نبى نمىتواند اين طور باشد . مسخ شده است اينها . اينها اسلام را در نظر ما ، در نظر جاهلين مسخ كردند ؛ اسلام را به صورت ديگر نشان دادند . و اين از كيدهايى بود كه با نقشهها پياده شده است ؛ و ما خودمان هم باور كرديم « آخوند را به سياست چه » ! اين حرفْ حرفِ استعمار است : آخوند را به سياست چه ؟ ! «
ساسَةُ العباد »
« 1 » در دعاى جامعه ،
هامش
( 1 ) - متوليان سياست بندگان .