دقيق ، بسيار دلسوز ، اسلام به نوع انسان مراعات كرده است . و از آن اول تا زمانى كه ازدواج مىشود ؛ ازدواج كه شد ، چه تربيتى در ازدواج است . بعد در قضيهء لقاح چه جور آداب ؛ آداب بسيار در آنجا هست . بعد در زمان حمل آداب بسيار در آنجا هست . بعد در زمانِ - عرض مىكنم - رضاع آداب بسيارى در آنجا هست . بعد در دامن مادر آدابى هست . بعد در ظل پدر آدابى هست . بعد در مدرسه آدابى هست . بعد در اجتماع آدابى هست . اين بچه را از آن وقتى كه باز به دنيا نيامده مراعات كرده تا برسد به مرتبهء عالى . و براى همهء اينها دستور دارد . و ساير رژيمهاى عالَم ، ساير دولتهايى كه در عالم هست ، به اينها اصلش كارى ندارد . آنها فقط يك كارى دارند و آن اين است كه اين اجتماع مثلًا به نفع خودشان يك آرامشى پيدا كند تا چپاول كنند مردم را ! يا آنى هم كه بسيار خوب و عادل است كارى به اين مسائل ندارد ؛ فقط راجع به اين [ كار ] دارد كه مسائل اجتماعى خودش را مثلًا يك قدرى تصحيح بكند . اما بچه بايد چه جور باشد تا آخر ، تربيت بايد چه جور باشد تا آخر ، زمان حمل و زمان رضاع ، اصلًا مطرح نيست در ساير رژيمها .
اسلام يك همچو چيزى است كه وقتى كه انسان بزرگ شد ، معاشرت خودش با برادرش ، معاشرت خودش با پدر و مادرش ، معاشرت پدر و مادر با پسر ، معاشرت اين دوتا با همسايهها ، معاشرت اينها با همشهريها ، معاشرت اينها با همدينها ، اينها با خارجيها ، همهء اينها در اسلام هست . و اسلام حكومتى است كه يك جنبهاش حكومت سياسى است ، و يك جنبهاش حكومت معنوى . يعنى دو طرف دارد انسان ، دو وضع دارد انسان ، دو رو دارد انسان : يك روى مادى [ كه ] اسلام در اين روى مادى در همهء جهاتش احكام دارد ؛ يك روى معنوى ، كه اصلًا مطرح نيست در رژيمها كه انسان را تربيتهاى معنوى و تهذيبى بكند تا برسد به مرتبهاى كه ديگر هيچ كس نمىداند الّا اللَّه . تا آنجا اسلام همين طور كشيده دست مردم را گرفته و برده است تا برساند به ملكوت اعلا . ساير رژيمها اين طور نيستند .
تز استعمارى « جدايى دين از سياست »
مقصود من اين بود كه قضيهء سياست يك مطلبى نيست كه در اسلام مطرح نباشد . اين