مىدهد ، منتها شما تشريح كرديد مطلب را ، و الّا حكومت اسلامى يعنى آزادى ، يعنى استقلال . اين پشتوانه داشتن اجتماع شما به ارادهء اللَّه تعالى موجب پيروزى شما تا اينجاست . و اگر اين دو جهت محفوظ بماند تا قيامتان به حق باشد -
أَعِظُكُمْ بِواحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ
« 1 » - براى خدا قيام كنيد نه براى شهوات نفسانيه ؛ اگر انسان براى شهوات نفسانيه قيام بكند و براى خدا نباشد ، اين به جايى نمىرسد كارش ؛ اين بالاخره فَشَلْ مىشود ؛ چيزى كه براى خدا نيست دوام نمىتواند داشته باشد . كوشش كنيد كه قيام شما ، اين نهضتى كه داريد ، نهضت الهى باشد ؛ للَّه باشد . من نمىتوانم باور كنم كه كسى مبادى معنوى نداشته باشد و براى مردم كوشش كند . من اصلًا باورم نمىآيد . آنهايى كه مبادى معنوى دارند ، آنهايى كه خدا قائلند ، آنهايى كه جزا قائلند ، آنهايى كه عطا قائلند ، اينها تعقل دارد كه يك كسى خودش را ، جان خودش را بدهد يك جان بالاتر بگيرد ؛ همه چيزش را بدهد و از خدا زيادتر ، آن قدرى كه هيچ چشمى نمىتواند ببيند و هيچ گوشى نمىتواند بشنود بگيرد . اين يك امرى است معقول كه ما عبا بدهيم صدتا عبا بگيريم . يك جانى كه توى اين كالبدْ محبوس است بدهيم آزاد بشويم ، يك جانى كه الهى است ، آزاد است ، محيط است ، همه چيز است ، ارادهاش فعال است ، مىگويد بشو مىشود ، هر چيز و هر چه بخواهد مىشود ، يك همچو چيزى بگيرد . اين معقول است كه انسان در اينجا فداكارى كند جان بدهد ؛ اما آن كسى كه اين مبادى را ندارد ، يا بسيار احمق است يا دروغ است مطلب . من مىگويم دروغ است مطلب ؛ تعميه است . اينكه من براى مردم ، براى توده دارم زحمت مىكشم ، از او مىپرسم خوب ، حالا خودت را كشتند چه ؟ تو همچو آدمى هستى كه براى توده ؟ انسان هر چه مىخواهد براى خودش مىخواهد . انسانى كه براى خودش نخواهد ، در تمام بشر چند تا دانه ممكن است پيدا بشود ، نه يك فوج . تا مبادى روحى و الهى در كار نباشد ، نمىشود كه دوام داشته باشد . و لهذا خداى تبارك و تعالى مىفرمايد من يك موعظه به شما مىكنم ، در تمام موعظههايى كه همه مىكنند مىفرمايد
هامش
( 1 ) - بخشى از آيهء 46 سورهء سبأ .