اصل ما نيز معتقديم كه قانونگذارى براى بشر تنها در اختيار خداى تعالى است ، همچنان كه قوانين هستى و خلقت را نيز خداوند مقرر فرموده است . و سعادت و كمال انسان و جوامع تنها در گرو اطاعت از قوانين الهى است كه توسط انبيا به بشر ابلاغ شده است و انحطاط و سقوط بشر به علت سلب آزادى او و تسليم در برابر ساير انسانهاست و بنا بر اين بنا ، انسان بايد عليه اين بندها و زنجيرهاى اسارت و در برابر ديگران كه به اسارت دعوت مىكنند قيام كند و خود و جامعهء خود را آزاد سازد تا همگى تسليم و بندهء خدا باشند . و از اين جهت است كه مبارزات اجتماعى ما عليه قدرتهاى استبدادى و استعمارى آغاز مىشود و نيز از همين اصل اعتقادى توحيد ، ما الهام مىگيريم كه همهء انسانها در پيشگاه خداوند يكسانند . او خالق همه است و همه مخلوق و بندهء او هستند . اصل برابرى انسانها و اينكه تنها امتياز فردى نسبت به فرد ديگر بر معيار و قاعدهء تقوا و پاكى از انحراف و خطاست ؛ بنا بر اين با هر چيزى كه برابرى را در جامعه بر هم مىزند و امتيازات پوچ و بىمحتوا را در جامعه حاكم مىسازد بايد مبارزه كرد . البته اين آغاز مسأله است و بيان يك ناحيهء محدود از اين اصل و اصول اعتقادى ما ؛ كه براى توضيح و اثبات هر يك از بحثهاى اسلامى ، دانشمندان در طول تاريخ اسلام كتابها و رسالههاى مفصلى نوشتهاند .
[ مىخواهم كه توانايى آن را بيابم كه اين تناقض مشهود بين نقش شما به عنوان يك رهبر مذهبى و نقشى را كه به عنوان محور مخالفين به عهده داريد توجيه كنم ! مشى رژيم شاه چگونه منجر به تبعيد شما گرديد ؟ و دولتهاى اين رژيم چه كردهاند كه شما را به مخالفت واداشته است ؟ من شما را به عنوان صخرهاى مىبينم كه مستحكم در ميان جريان حوادث كوبنده ايستادهايد ، پايگاهى هستيد در ميان حوادث گذرا . و از اين رو من فكر نمىكنم كه صحيح باشد كه شما را به عنوان يك شخصيت انقلابى توصيف كنم . اهميت شخص شما در حوادثى كه مىگذرد چه اندازه است و فكر مىكنيد چه اندازه نفوذ شخصى بر اين حوادث داشته باشيد ؟ ]
- اگر شما بتوانيد مفهوم مذهب را در فرهنگ اسلامى ما درك و دريافت كنيد به روشنى خواهيد ديد كه هيچ گونه تناقضى بين رهبرى مذهبى و سياسى نيست بلكه همچنان كه مبارزهء سياسى بخشى از وظايف و واجبات دينى و مذهبى است ، رهبرى و هدايت كردن
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 388
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٨٨