سؤال اين است كه چرا اين وضع اتفاق افتاد ؟ چگونه اتفاق افتاد ؟ و اين توسعهء عظيم جنبش از كجا ناشى مىشود ؟ ]
- اين قدرت ، ناشى از اسلام است . در زمان كاشانى - مصدق ، اصلْ سياست بود . جنبههاى سياسى جنبش قوى بود . در زمان كاشانى ، هم به وى نوشتم و هم گفتم ، كه بايد جنبههاى دينى را توجه كنيد . نتوانستند و يا نخواستند . ايشان به جاى تقويت جنبههاى دينى و به جاى آنكه جهات دينى را به جهات سياسى غلبه بدهند ، خودشان سياسى شدند ؛ رئيس مجلس شدند ، كه اشتباه بود . من گفتم كه بايد براى دين كار كنند نه آنكه سياسى بشوند .
اما حالا جنبش در همهء جهات ، دينى است ، اسلامى است ؛ سياست هم داخل آن است . اسلام ، دين سياسى است ؛ سياست در بطن اين جنبش است . خوب است حالا هم سرى به ايران بزنيد و ببينيد - از نزديك - كه امروز چيست و آن روز چه بود . مشكلات زياد است ؛ ابرقدرتها هستند ، و همهء نگرانيها را از جنبش ما دارند ؛ اما كارى نمىتوانند بكنند ، مگر بخواهند به زور ، نيرو پياده كنند . ما ضعيف هستيم و از نظر نظامى نمىتوانيم با آنها مقابله كنيم ؛ و گر نه آنها با دست دولتها ، با كودتاى نظامى ، با دولت نظامى و غيره - حتى با كودتاى نظامى و از بين بردن خود شاه هم - نمىتوانند موفق بشوند . عمق جنبش به حدى است ، كه اين مسائل حل شده است ؛ دولت نظامى و حكومت نظامى حل شده است ؛ مردم اعتنايى ندارند . امروز مردم براى اسلام فرياد مىزنند ، آن روز براى نفت بود ؛ فرق است وقتى كه مردم براى منفعت ، جنبش مىكنند يا براى خدا . جنبش در آن روز مادى بود ، و جنبش امروز معنوى است ؛ لذا كاملًا شبيه صدر اسلام است ، و ما به موفقيت آن اميدوار هستيم .
نه اينكه نگرانى نداريم . البته در چنين مبارزهاى نگرانيهايى هست ؛ همهء مراكز سياسى دنيا به ايران توجه دارند ؛ مىخواهند جنبش ايران را خرد كنند . نه اينكه ندانيم و نگران نباشيم ؛ اما ما احراز تكليف شرعى كردهايم ؛ احراز امر الهى داريم ؛ اين همان منطق صدر اسلام است ؛ همان منطق است كه اگر كشته شويم به بهشت مىرويم ، اگر بكشيم به بهشت مىرويم ؛ اگر شكست بخوريم به بهشت مىرويم ، اگر شكست بدهيم به بهشت
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 268
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٦٨