تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
از خودشان وادار مىكردند آنها ، يك سنگى زده يك جايى را شكسته ؛ هجوم كردند و تيراندازى كردند . 15 خرداد هم همين بود . 15 خرداد هم غائله را . . . مردم البته خودشان براى - فرض كنيد كه - مصالحى قيام كرده بودند لكن شلوغكارى نبود در كار . اينها يك دسته‌اى خودشان در تهران [ درست ] كردند ، كتابخانه‌اى را آتش زدند و جايى را ، دكانى را غارت كردند و بهانه درست كردند ، با بهانه مردم را به مسلسل بستند . بهانه درست كردند . اين جنايت اخير هم كه با بهانه واقع شد و الّا مردم كه نمىخواستند جنگ بكنند . كسى كه اسلحه ندارد كه با يك گاوِ اسلحه دار نمىتواند جنگ بكند . جنگى در كار نبوده . لكن ايشان بايد بفهماند كه من ديگر ، آن آدمى كه قبلًا بود ، نرفته [ و ] ملاقات نكرده بود ، نيستم ! من ملاقات كردم ، من كارم را درست كردم ، من تحكيم كردم نوكرى را . ديگر شما حق نداريد كه خيال كنيد كه من نخير ، ديگر وابسته نيستم ، من وابسته‌ام ! من مىكشم ! اين اشْتُلُمْها و الْدُرُمْها « 1 » براى همين معناست كه مىخواهد به مردم ضرب شست نشان بدهد كه مبادا يكوقتى يك چيزى ، يك كسى ، خيال بكند . لكن بد خوانده بود ؛ نمىدانست كه با اين كشتارْ چه فضاحتى به سرش در مىآيد . آدمى كه مىگويد يك ملت همه با من موافقند ، همه رأى دادند به اينكه مثلًا اين انقلاب سفيد خونين ، همه رأى به من دادند ، مردم سرتاسر ايران بر ضد ايشان قيام كرده‌اند ؛ از قم شروع شد ، تهران ، و رفت تا خراسان و آذربايجان و از آن طرف تا كرمان و از آن طرف تا اهواز و - عرض مىكنم كه - آبادان ؛ سرتاسر ايران قيام كردند بر ضد ايشان . اين اشخاصى كه ايشان ادعا مىكرد كه همه با من موافقند ، ما همه هستيم ، همهْ ما را مىخواهند ، ملتْ من را مىخواهد ، اگر يك روز اين سرنيزهء امريكا از سر اين برداشته بشود ، در خودِ دربارْ پوستِ اين آدم را مىكنند ، خود دربار . يك روز يك همچو تجربه‌اى آقاى كارتر بكند ، رها كند اين ملت ضعيف را ، رها كند اين مردم را ، اين سازمانهايى كه به گوش ما مىرسد سازمان مثلًا چه و
هامش
( 1 ) - پرخاشها و تهديدها .