تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
كذا . همه‌اش بازى است ؛ امنيتى در كار نيست كه سازمان امنيت اينجا باشد يا امنيت عمومى باشد . اينها همه براى بازى دادن مردم است .

كمونيسم مخدر است

مىخواهند مردم را نظير كمونيستى . . . كمونيستى يك مخدرى است براى مردم . نه اين است كه يك چيزى ، يك حلِ عقده‌اى مىكند . مگر مىشود كسى كه خودش آدم نيست براى آدمها كار بكند ؛ مگر مىشود كه يك مسلح غير صالح براى مردم ضعيف كار بكند . من خودم شاهد اين قضيه بودم كه وقتى كه در همين جنگ عمومى « 1 » كه بنا بود سران لشكرها ، سران دوَل ، در ايران با هم ملاقات بكنند ، استالين آن وقت رئيس شوروى بود - اين استالينى كه حالا هم عكسهايش را مىاندازند و چه مىكنند ؛ گر چه اخيراً ديگر آبرويى ندارد لكن ايشان رئيس شوروى بود - آن دوتاى ديگرى كه يكىاش از امريكا بود و يكىاش از انگلستان بود ، اينها با امر عادى آمدند ، رفتند - آن طور كه نقل مىكردند آن وقت - رفتند به سفارتخانه‌هاى خودشان ؛ و بنا بود در تهران يك جلسه‌اى داشته باشند . لكن استالين كه همه به او برادر مىگفتند و همه مىگفتند ما همه با هم ، مثل هم هستيم و براى مردم دلسوزى مىكرد و « قارداش » « 2 » به او مىگفتند ، ايشان ، مىگفتند حتى گاوى كه از آن شير مىخواهد بخورد آورده‌اند همراهش كه مبادا از گاوهاى ايران شير بخورد ! گاو را با طياره‌اى كه حامل خودش بوده ، حامل يك گاو هم بوده ! هم او اسلحه دار بىعقل و هم خودش اسلحه دار بىعقل ! بلكه خدا مىداند كه او بدتر از آن رفيقش بود ! خدا مىداند كه اين طور بود . ايشان ، اين آدم ، با حتى گاو شيرده آمد و وارد شد . و اين را ديگر خودم با چشمم ديدم كه از بين راه خراسان ، از شاهرود يا يك قدر جلوتر ( اين ديگر منطقهء آنها بود ، منطقهء شوروى بود ؛ ايران را به چند منطقه قسمت كرده بودند ، آن منطقهء شوروى بود ) من خودم ديدم كه - ما با اتوبوس مىرفتيم براى زيارت -
هامش
( 1 ) - جنگ جهانى دوم ( 1945 - 1939 ) . ( 2 ) - لغت تركى به معنى برادر .