تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
مىگويند ] كه ما چقدر گندم وارد كرديم ، چقدر جو وارد كرديم ، چقدر مثلًا چه وارد كرديم . خوب بيچاره ! اينكه بايد خجالت بكشيد . شمايى كه بايد گندم صادر كنيد ، شمايى كه يك آذربايجانتان بس بود برايتان و باقىاش را بايد صادر كنيد ، حالا نشستيد مباهات مىكنيد كه ماييم كه بايد وارد كنيم ! بايد خجالت بكشيد از اين « اصلاحات ارضىتان » ! و هكذا و هكذا همهء اصلاحاتشان .

ضرورت همبستگى روحانى و دانشگاهى

من گله‌ام از آقايان هم اين است كه آقايان جدا نكنند اين جناحها را از خودشان ، جدا نكنند اين جناحها را . اين جناحها را با هم ربط بدهند . از اين طرف هم ، روحانيون بايد قدر اين جمعيتى كه براى اسلام دارند كار مىكنند ، براى اسلام دارند چيز مىنويسند [ بدانند ] . اينها را بايد بياورند توى كار . آقا ، آغوشتان را باز كنيد . نگوييد كه اين دانشگاهى - عرض كنم كه - فاسق و فاجر ! و . . . دائماً جدا نكنيد . آنها شما را جدا كنند كه اين نمىدانم مرتجع است و قديمى ! كىْ آخوند مرتجع است ؟ آخوند در صف اول پيشروها واقع است ؛ اين مرتجع است ؟ ! شما هم از آن طرف بگوييد كه اين نمىدانم دانشگاهى است ، و اين بىدين است ، و اين نمىدانم چطور و فلان . نخير ، غلط است اينها . هر دو با هم دست برادرى بدهيد ، دست برابرى بدهيد ، مسائلتان را طرح بكنيد . امروز يك فُرْجه پيدا شده . من عرض مىكنم به شما يك فرجه پيدا شده . اگر اين فرجه پيدا نشده بود ، اين اوضاع امروز نمىشد در ايران . يك فرجه‌اى است اين . اگر الآن غنيمت بشمارند اين را ، اين فرصت است . اين فرصت را غنيمت بشمارند آقايان . بنويسند ، اعتراض كنند . الآن نويسنده‌هاى احزاب دارند مىنويسند ، امضا مىكنند . مىنويسد ، اشكال مىكند ، امضا مىكند . شما هم بنويسيد ، صد نفر از علما امضا بكنند ؛ مطالب را گوشزد بكنند ، اشكالات را بگويند . امروز روزى است كه بايد گفت . و پيش مىبريد . و من خوف اين را دارم كه خداى نخواسته اگر اين فرصت از دست برود و اگر