اين مرد « 1 » پايش يك خردهاى محكم بشود ، همچو لطمهاى بزند به مردم كه آن طرفش پيدا نباشد ؛ و اولش شما روحانيون هستيد . من خوف اين را دارم . نگذاريد اين فرصت از دست برود . با هم بنويسيد ، بنويسيد اشكالات را . به دنيا اعلام كنيد . نمىتوانيد توى ايران ، بفرستيد در خارج منتشر مىكنند براى شما . به يك وسيلهاى بفرستيد اينجا ، ما مىفرستيم منتشرش مىكنند . اشكالاتتان را بنويسيد ، به خودشان اعتراض كنيد ، مثل آن كسى كه . . . خوب ما ديديم كه چندين نفر اشكال كردند و [ اعتراض ] كردند و همهء حرفها ، بسيارى از حرفها را زدند و امضا كردند و كسى هم كارشان نداشت . فرصتى است اين ؛ اين فرصت را نگذاريد از دست برود . و من خوف اين را دارم كه خداى نخواسته اگر اين فرصت از دست برود و اين حسابهايش را جور كند با آنها ( اينها الآن مشغول اين هستند كه حسابها را درست بكنند ، مشغولند كه نوكرى را همچو خيلى محكمش كنند ، آنها نمىپذيرند ؛ اينها دنبال اين هستند كه محكم كنند قضيه را ؛ اين را بياورند و خودشان بروند و هى چه بكنند تا كارشان تمام بشود ) اگر خداى نخواسته كار اينها تمام شد و اين پايش را محكم دانست اين دفعه ديگر مثل آن دفعهها نيست ؛ لطمهاى بزرگ به اسلام وارد خواهد كرد .
من از خداوند تعالى توفيق همهء شما را مىخواهم ؛ عظمت اسلام را مىخواهم . خدايا ! تو را به اوليائت ! اسلام را عظيم كن ، عظمت بده ؛ ما را از خواب غفلت بيدار كن ، همهء جناحهاى ما را با هم متصل كن ، اتفاق كلمه به ما عنايت كن .
و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته .
هامش
( 1 ) - شاه .