تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 564

مساهمون:

ص٥٦٤
طلب آن است ، گرچه به يك بيان در امور آخرتى نيز اين تقسيم صحيح است . و ما اكنون در صدد بيان اين حديث شريف هستيم . پس بدان كه انسان داراى يقين به حق و تقديرات او و معتمد به ركن ركين قادر على الاطلاق ، كه جميع امور را از روى مصالح مقرر مىفرمايد و داراى رحمت كاملهء مطلقه و بالجمله رحيم مطلق و جواد مطلق است ، البته با چنين يقينى امور مشكله بر او آسان شود و جميع مصيبتها براى او سهل گردد ، و طلب او در تحصيل معيشت با طلب اهل دنيا و اهل شك و شرك بسيار فرق دارد . آنهايى كه به اسباب ظاهريه اعتماد دارند ، در حصول آنها دايما متزلزل و مضطرب هستند ، و اگر به آنها صدمه‌اى وارد شود ، خيلى ناگوار به نظر آنها آيد ، زيرا كه آن را محفوف به مصالح غيبيه نمىدانند . و بالجمله ، كسى كه تحصيل اين دنيا را سعادت خود مىداند ، در تحصيل آن به رنج و عنا مبتلا شود و راحت و خوشى از او بريده شود و تمام همّش و دقتش صرف در آن شود ، چنانچه مىبينيم كه اهل دنيا دائما در تعب هستند و راحتى قلب و جسم ندارند . و همين طور اگر از دست آنها دنيا و زخارف آن برود ، به حزن و اندوه بىپايان مبتلا شوند ، و اگر مصيبتى بر آنها وارد شود ، تاب و توان از آنها برود و در مقابل حوادث اصطبار نكنند . و اين نيست جز آنكه شك و تزلزل در قضاى الهى و عدل آن دارند ، و ثمرهء آن اين قبيل امور است . و ما پيش از اين در اين زمينه شرحى داديم و از اين جهت تكرار آن نارواست . و اما بيان آنكه ترتب اين آثار بر يقين و رضا ، و آن آثار بر شك و غضب ، به جعل الهى است ، و اين جعل عادلانه است ، موقوف به بيان نفوذ فاعليت حق تعالى است در تمام مراتب وجود بدون آنكه جبر باطل مستحيل لازم آيد ، و موقوف بر بيان لمّى اتمّيت نظام وجود است . و اين هر دو از وظيفهء اين اوراق خارج است . و الحمد للّه أوّلا و آخرا .
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 564 | السيد الخميني