تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
ترجمه « فرمود حضرت صادق ، سلام اللّه عليه آمد مردى به سوى ابى ذرّ ، پس گفت : « اى أبي ذرّ ، چيست ما را كه مرگ را كراهت داريم ؟ » فرمود : « براى اينكه شما تعمير كرديد دنيا را و خراب كرديد آخرت را ، پس كراهت داريد كه منتقل شويد از آبادان به سوى خرابه . » پس گفت به او : « چگونه مىبينى وارد شدن ما را بر خدا ؟ » فرمود : « اما نيكوكاران از شما مثل غايب وارد شود بر اهلش ، و اما بدكار از شما مثل بندهء گريزانى كه برگردانده شود به سوى مولايش . » گفت : « پس چگونه مىبينى حال ما را پيش خدا ؟ » فرمود : « عرضه داريد اعمال خود را بر قرآن ، همانا خداوند مىفرمايد : « همانا نيكويان در نعمتها هستند ، و همانا بدان در جهنم‌اند » . حضرت فرمود آن مرد گفت : « پس كجاست رحمت خدا ؟ » گفت : « رحمت خدا نزديك است به نيكوكاران . » « فرمود حضرت صادق ، عليه السلام : و نوشت مردى به سوى ابى ذرّ ، رضى اللّه عنه : « اى ابا ذر ، تحفه‌اى بفرست مرا به چيزى از علم . » پس نوشت به او : « همانا علم بسيار است ، و ليكن اگر بتوانى بدى نكنى به كسى كه دوست دارى او را ، بكن . » گفت آن مرد به او : « آيا ديدى كسى را كه بدى كند به كسى كه دوست مىدارد او را ! » پس فرمود به او : « آرى ، نفس تو دوست‌ترين نفسهاست به تو ، پس وقتى كه تو عصيان خدا كنى بدى كردى به سوى او . » شرح بدان كه مردم در كراهت داشتن موت و ترس از آن بسيار مختلف هستند و مبادى كراهت آنها مختلف است . و آنچه را كه حضرت ابى ذرّ ، رضوان اللّه تعالى عليه ، بيان فرمودند حال متوسطان است ، و ما اجمالا حال ناقصين و كاملين را بيان مىنماييم . پس ، بايد دانست كه كراهت ما مردن را و خوف ما ناقصان از آن ، براى نكته‌اى است كه پيش از اين در شرح بعضى احاديث بدان اشاره نموديم . « 1 » و آن اين است كه انسان به حسب فطرت خدا داد و جبلّت اصلى ، حبّ بقا و حيات دارد [ و ] متنفر است از فنا و ممات . و اين متعلق است به بقاى مطلق و حيات دائمى سرمدى ، يعنى ، بقايى كه در آن فنا نباشد و حياتى كه در آن زوال نباشد . بعضى از بزرگان [ 1 ] با همين فطرت اثبات معاد مىفرمودند به بيانى كه ذكر آن اكنون خارج از مقصد ماست . و چون در فطرت انسان اين حبّ است و آن تنفر ، آنچه را كه تشخيص بقادر آن داد و آن عالمى را كه عالم حيات دانست ، حبّ و عشق به آن پيدا
هامش
[ 1 ] آية اللّه محمد على شاه‌آبادى ( ره ) ، رشحات البحار ، ص 263 ، « كتاب الإنسان و الفطرة » . ( 1 ) ص 122 .