مختصر تفاوت و اختصار « 1 » . و كلام خواجه نيز دلالت بر آن دارد .
ليكن در بودن توكل شعبهاى از تفويض نظر است ، و در اعم شمردن تفويض را از توكل مسامحهء واضحه است . و نيز دليلى نيست بر آنكه توكل فقط بعد از وقوع سبب است ، بلكه در هر دو مورد جاى توكل هست . و اما در حديث شريف كه فرمود : فتوكّل على اللّه بتفويض ذلك إليه . تواند بود كه چون توكل نيست مگر با رؤيت تصرف خويش ، لهذا براى خود وكيل اتخاذ نموده در امرى كه راجع به خود مىداند ، حضرت خواسته است او را ترقى دهد از مقام توكل به تفويض ، و به او بفهماند كه حق تعالى قائم مقام تو نيست در تصرف ، بلكه خود متصرف ملك خويش و مالك مملكت خود است . خواجه نيز در منازل السائرين ، در درجهء ثالثهء توكل ، تنبه به اين معنى داده . « 2 » و امّا « ثقه » نيز غير از توكل و تفويض است ، چنانچه خواجه فرموده : الثّقة سواد عين التوكّل و نقطة دائرة التّفويض و سويداء قلب التّسليم . [ 1 ] يعنى مقامات ثلاثه بدون آن حاصل نشود . بلكه روح آن مقامات ثقهء به خداى تعالى است ، و تابنده وثوق به حق تعالى نداشته باشد داراى آنها نشود . پس ، معلوم شد نكتهء آنكه حضرت پس از توكل و تفويض فرمودند : ثق به فيها و في غيرها .
هامش
[ 1 ] « ثقه » مردمك چشم « توكل » و مركز دايرهء « تفويض » و كانون دل « تسليم » است . منازل السائرين ص 35 . « قسم البدايات » ، « باب ثقه » .
( 1 ) شرح منازل السائرين ص 78 . در باب معاملات ، باب « تفويض » .
( 2 ) منازل السائرين . ص 34 . قسم سوم . در باب معاملات ، باب « توكل » .