لذت روحانى خالصى بدل مىشود كه اهلش آن لذت را با جميع لذات مقابل نكنند . و ممكن است ان شاء اللّه پس از مواظبت شديد و تقواى كامل از اين مقام به مقام تقواى خواص ترقى كنى كه آن تقواى از مستلذات نفسانيه است . زيرا كه لذت روحانى را كه چشيدى ، از لذات جسمانيه كم كم منصرف شوى و از آنها پرهيز كنى ، پس راه بر تو سهل و آسان شود ، و بالاخره لذات فانيهء نفسانيه را چيزى نشمارى ، بلكه از آنها متنفر شوى و زخارف دنيا در چشمت زشت و ناهنجار آيد ، و وجدان كنى و بيابى كه از هر يك از لذات اين عالم در نفس اثرى و در قلب لكهء سودايى حاصل شود كه باعث شدت انس و علاقه به اين عالم شود ، و اين خود اسباب اخلاد در ارض گردد و در حين سكرات موت به ذلت و سختى و زحمت و فشار مبدل گردد ، چه كه عمدهء سختى سكرات موت و نزع روح و شدت آن در اثر همين لذات و علاقهء به دنياست ، چنانچه پيش از اين اشاره به آن شد . و چون انسان وجدان اين معنى كرد ، لذات اين عالم از نظرش به كلى بيفتد و از تمام دنيا و زخارف آن متنفر گردد و گريزان شود . و اين خود ترقى از مقام دوم است به مقام سوم تقوى .
پس ، راه سلوك إلى اللّه سهل و آسان شود و طريق انسانيت براى او روشن و وسيع گردد ، و قدم او كمكم قدم حق شود و رياضت او رياضت حق گردد ، و از نفس و آثار و اطوار آن گريزان شود و در خود عشق به حق مشاهده كند و به وعدههاى بهشت و حور و قصور قانع نشود ، و مطلوب ديگرى و منظور ديگرى طلب كند و از خود بينى و خودخواهى متنفر گردد . پس ، تقوا از محبت نفس نمايد و متقى از توجه به خود و خود خواهى شود . و اين مقامى است بس شامخ و رفيع و اوّل مرتبهء حصول روايح ولايت است . و حق تعالى او را در كنف لطف خود جاى دهد و از او دستگيرى فرمايد و مورد الطاف خاصهء حق شود . و آنچه پس از اين براى سالك رخ دهد از حوصلهء تحرير خارج است . و الحمد للّه أوّلا و آخرا و ظاهرا و باطنا ، و الصّلاة على محمّد و آله الطاهرين .
شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( فارسى ) — صفحة 209
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٠٩