تكرار مكرّرات
به آخر كلام رسيديم « 1 »
اى وازده ترّهات بس كُن * تكرار مُكرّرات بس كُن
بربند زبان ياوهگوئى * بشكن قلم و دوات بس كُن
اى عاشق شهرت اى دغلباز * بس كُن تو خزعبلات بس كُن
گُفتار تو از براى دنيا است * پيگيرى مُهملات بس كُن
بردار تو دست از سرِ ما * تكرار مُكرّرات بس كُن
تكرار مُكرّرات بس كُن * تكرار مُكرّرات بس كُن
و سلام بر بندگان خُداوند كه بىنام و نشانند اوليائى تحت قبايى لا يعرفهم غيرى
هامش
( 1 ) چون حضرت امام قدّس سرّه اين اشعار را در دفترچههاى گوناگون و در حاشيهء نامهها و گاهى در روزنامه نوشتهاند ، لذا اين جمله در پايان يك جلد از دفترها نوشته شده است .