ممكن امّا يگانه واسطهء فيض * فيض به مِهْتر رسد وَ زان پس كهتر
ممكن امّا نمودِ هستى از وى * ممكن امّا ز مُمْكِناتْ فزونتر
وين نه عجب زانكه نور اوست ز زهرا * نور وى از حيدر است و او ز پيمبر
نور خُدا در رسول اكرم پيدا * كرد تجلّى ز وى به حيدر صفدر
وز وى تابان شده به حضرت زهرا * اينك ظاهر ز دُختِ موسىِ جعفر
اين است آن نور كز مشيّت « كن » كرد * عالم ، آن كو به عالم است مُنوّر
اين است آن نور كز تجلّى قدرت * داد به دوشيزگان هستى زيور
شيطانْ عالِم شدى اگر كه بدين نور * ناگفتى آدم است خاك و من آذر
آبروىِ مُمْكِناتْ جُمله از اين نور * گر نَبُدى ، باطل آمدند سراسر
جلوهء اين خود عَرَض نمود عَرَض را * ظِلّش بخشود جوهريّتِ جوهر
ديوان امام ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: السيد الخميني
ص٢٥٤