سوى او
ذرّات وجود عاشق روى ويند * با فطرت خويشتن ثناجوى ويند
ناخواسته و خواسته ، دلها همگى * هرجا كه نظر كُنند در سوى ويند
بىراهه
علمى كه جُز اصطِلاح و الفاظ نبود * جُز تيرگى و حجاب چيزى نفزود
هرچند تو حكمت الهى خوانيش * راهى بسوى كعبهء عاشق ننمود
مساهمون: السيد الخميني