كعبهء دل /
تا از ديار هستى در نيستى خزيديم
/ 164 سرّ عشق /
ما ز دلبستگى حيلهگران بىخبريم
/ 165 محرم راز /
در غم هجر رخ ماه تو در سوز و گدازيم
/ 166 جام ازل /
ما زادهء عشقيم و پسرخواندهء جاميم
/ 167 بار يار /
اكنون كه در ميكده بسته است به رويم
/ 168 وادى ايمن /
من در اين باديه ، صاحبنظرى مىجويم
/ 169 بت يكدانه /
خرّم آن روز كه ما عاكف ميخانه شويم
/ 170 مى چارهساز /
ساقى به روى من درِ ميخانه باز كن
/ 171 رازگشايى /
بس كن اين ياوهسرايى ، بس كن
/ 172 بادهء حضور /
در لقاى رخش اى پير مرا يارى كن
/ 173 ساحل وجود /
عاشق روى توأم ، دست بدار از دل من
/ 174 ساغر فنا /
تا در جهان بُوَد اثر از جاى پاى تو
/ 175 كعبه در زنجير /
خارِ راه منى اى شيخ ، ز گلزار برو
/ 176 بادهء عشق /
من خراباتيم از من سخن يار مخواه
/ 177 شمس كامل /
صف بياراييد رندان ، رهبر دل آمده
/ 178 عطر يار /
ما ندانيم كه دلبستهء اوييم همه
/ 179 درياى هستى /
در غم عشقت فتادم ، كاشكى درمان نبودى
/ 180 بار امانت /
غمى خواهم كه غمخوارم تو باشى
/ 181 كاروان عشق /
پريشان حالى و درماندگىّ ما نمىدانى
/ 182 گلزار جان /
با كه گويم غم دل جز تو كه غمخوار منى
/ 183 محرم دل /
باز گويم غم دل را كه تو دلدار منى
/ 184 محراب انديشه /
بايد از آفاق و انفس بگذرى تا جان شوى
/ 185 غمزهء دوست /
جز سر كوى تو اى دوست ندارم جايى
/ 186 خلوت مستان /
در حلقهء درويش نديديم صفايى
/ 187 رباعى دل خواب /
چشم تو و خورشيد جهانتاب كجا
/ 191 در وصل /
اى دوست ببين حال دل زار مرا
/ 191 طفل طريق /
اى پير طريق دستگيرى فرما
/ 192 بادهء الست /
هشيارى من بگير و مستم بنما
/ 192 هيهات ! /
فاطى تو و ره به كوى دلبر ، هيهات !
/ 193 جمهورى اسلامى /
جمهورى اسلامى ما جاويد است
/ 193 فرياد /
از درد دلم بجز تو كى باخبر است
/ 194 چراغ فطرت /
فاطى كه به قول خويش اهل نظر است
/ 194 فرياد ز من /
اى پير ! هواى خانقاهم هوس است
/ 195 جمهورى ما /
جمهورى ما نشانگر اسلام است
/ 195 ما عرفناك /
فاطى كه ز من نامهء عرفانى خواست
/ 196 تشنهء پاسخ /
اى دوست ! هر آنچه هست نور رخ توست
/ 196 پرچم /
اين عيد سعيد ، عيد حزب اللّه است
/ 197 درّ يتيم /
فاطى كه به نور فطرت آراسته است
/ 197 طوطىوار /
فاطى كه به دانشكده ره يافته است
/ 198 مهمان /
هر ذرّه در اين مزرعه مهمان تو هست
/ 198 ايمان /
آن را كه زمين و آسمانش جا نيست
/ 199