غم يار /
باده از پيمانهء دلدار هشيارى ندارد
/ 77 اخگر غم /
آنكه ما را جفت با غم كرد ، بنشانيد فرد
/ 78 سفر عشق /
با دل تنگ به سوى تو سفر بايد كرد
/ 79 قبلهء عاشق /
بهار شد ، در ميخانه باز بايد كرد
/ 80 صبح اميد /
عشقت اندر دل ويرانهء ما منزل كرد
/ 81 عشق دلدار /
چشم بيمار تو اى مىزده بيمارم كرد
/ 82 دلجويى پير /
دست آن شيخ ببوسيد كه تكفيرم كرد
/ 83 عشق چارهساز /
حديث عشق تو باد بهار بازآورد
/ 84 اسرار جان /
اى دوست ! پير ميكده از راه مىرسد
/ 85 فارغ از عالم /
فقر ، فخر است اگر فارغ از عالم باشد
/ 86 راز نهان /
داستان غم من ، راز نهانى باشد
/ 87 مژدهء وصل /
گره از زلف خم اندر خم دلبر وا شد
/ 88 معجز عشق /
ناله زد دوست كه راز دل او پيدا شد
/ 89 سرود عشق /
بهار آمد و گلزار نورباران شد
/ 90 بهار /
بهار آمد كه غم از جان بَرَد ، غم در دل افزون شد
/ 91 خضر راه /
چه شد كه امشب از اينجا گذارگاه تو شد ؟
/ 92 كتاب عمر /
پيرى رسيد و عهد جوانى تباه شد
/ 93 دعوى اخلاص /
گر تو آدمزاده هستى ، « علّم الاسما » چه شد ؟
/ 94 جلوهء جمال /
كوتاه سخن كه يار آمد
/ 95 ميلاد گل /
ميلاد گل و بهار جان آمد
/ 96 كاروان عمر /
عمر را پايان رسيد و يارم از در ، درنيامد
/ 97 لذّت عشق /
لذّت عشق تو را جز عاشق محزون نداند
/ 98 جام جم /
با گلرخان بگوييد ما را به خود پذيرند
/ 99 جلوهء جام /
اى كاش دوست دردِ دلم را دوا كند
/ 100 راز مستى /
بگشاى در كه يار ز خُم نوش جان كند
/ 101 پردهنشين /
اين قافله از صبح ازل سوى تو رانند
/ 102 سايهء لطف /
بوى گل آيد از چمن ، گويى كه يار آنجا بود
/ 103 درياى فنا /
كاش روزى به سر كوى توام منزل بود
/ 104 طريق عشق /
فراق آمد و از ديدگان فروغ ربود
/ 105 مستى نيستى /
در محضر شيخ يادى از يار نبود
/ 106 سلطان عشق /
گر سوز عشق در دل ما رخنهگر نبود
/ 107 كعبهء عشق /
از دلبرم به بتكده نام و نشان نبود
/ 108 گواه دل /
ساغر از دست ظريف تو گناهى نبود
/ 109 زنجير دل /
جز گل روى تو امّيد به جايى نبود
/ 110 روز وصل /
غم مخور ، ايّام هجران رو به پايان مىرود
/ 111 آتش عشق /
كيست كآشفتهء آن زلف چليپا نشود
/ 112 راز بگشا ! /
مرغ دل پَر مىزند تا زين قفس بيرون شود
/ 113 عشق مسيحادم /
بلبل از جلوهء گل ، نغمهء داود نمود
/ 114 پرتو حسن /
خواست شيطان بد كند با من ولى احسان نمود
/ 115 عاشق دلباخته /
سرِ خُم باد سلامت كه به من راه نمود
/ 116 خرقهء فقر /
بر در ميكدهام دستفشان خواهى ديد
/ 117 بهار آرزو /
بر در ميكدهام پَرسهزنان خواهى ديد
/ 118 ديار قدس /
دست از دلم بدار كه جانم به لب رسيد
/ 119 روى يار /
اين رهروان عشق ، كجا مىروند زار
/ 120