تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣

ركن چهارم « تكبير » است .

و آن نيز تكبير از توصيف است ، گويى كه عبد در اول ورود در « تحميد » و « تهليل » ، تنزيه از توصيف نموده ، و پس از فراغ از آن نيز تنزيه و تكبير از توصيف نمايد ، كه تحميد و تهليلش محفوف به اعتراف به تقصير و تذلّل باشد . و شايد كه تكبير در اين مقام تكبير از « تحميد » و « تهليل » باشد ، زيرا كه در آن شائبهء كثرت است ، چنانچه مذكور شد . و شايد در « تسبيح » تنزيه از تكبير ، و در تكبير تكبير از تنزيه نيز باشد ، كه دعاوى عبد بكلّى ساقط شود و به توحيد فعلى متمكّن گردد و مقام قيام به حقّ ملكه گردد در قلب ، و از تلوين بيرون آيد و حالت تمكين حاصل شود . و عبد سالك بايد در اين اذكار شريفه كه روح معارف است حال تبتّل و تضرّع و انقطاع و تذلّل را در قلب تحصيل كند ، و به كثرت مداومت باطن قلب را صورت ذكر دهد و حقيقت ذكر را در باطن قلب متمكّن سازد ، تا قلب متلبّس به لباس ذكر شود و لباس خويش ، كه لباس بعد است ، از تن بيرون آورد ، پس ، قلب الهى حقّانى شود و حقيقت و روح
انَّ اللَّه اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنينَ انْفُسَهُم
« 625 » در آن متحقّق گردد .

فصل دوم در آداب قلبيهء قنوت است

بدان كه « قنوت » يكى از مستحبّات مؤكّده است كه ترك آن شايسته نيست ، بلكه احتياط در اتيان به آن است ، زيرا كه بعضى از اصحاب قائل به وجوب شده‌اند ، و ظاهر بعض روايات نيز وجوب است ، گرچه اقوى در صناعت فقهى عدم وجوب است ، چنانچه مشهور بين علماء اعلام است . و آن به همين كيفيّت خاصّه كه بين اماميّه رضوان اللّه عليهم متعارف است
هامش
( 625 ) - « همانا خدا از مؤمنان جانهايشان را خريده است . » ( توبه - 111 )