تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
شريفه . و در بعض آيات نسبت به جبرئيل كه روح الامين است مىدهد ، چنانچه فرمايد :
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْامين
. « 547 » علماء ظاهر در اين مقامات گويند اين از قبيل
يا هامانُ ابْنِ لي صَرْحاً
، « 548 » مجاز است . نسبت تنزيل ، مثلا ، به حق تعالى از باب آن است كه ذات مقدّس سبب تنزيل و آمر آن است . يا آن كه تنزيل نسبت به حق حقيقت است ، و چون روح الامين واسطه است به او نيز نسبت دهند مجازا . و اين براى آن است كه نسبت فعل حق به خلق را چون نسبت فعل خلق به خلق انگاشته‌اند ، پس ، مأموريّت عزرائيل و جبرائيل را از حق تعالى چون مأموريّت هامان از فرعون ، و بنّاها و معمارها از هامان دانند . و اين قياسى است بس باطل و مع الفارق . و فهم نسبت خلق به حق ، و فعل خلق و خالق ، از مهمّات معارف الهيّه و امّهات مسائل فلسفيّه است كه از آن ، حلّ بسيارى مهمّات شود ، از آن جمله مسئلهء جبر و تفويض است ، كه اين مطلب ما از شعب آن است . بايد دانست كه در علوم عاليه مقرّر و ثابت است كه جميع دار تحقّق و مراتب وجود ، صورت « فيض مقدّس » كه تجلّى اشراقى حق است ، مىباشد . و چنانچه « اضافهء اشراقيّه » محض ربط و صرف فقر است ، تعيّنات و صور آن نيز محض ربط مىباشند و از خود حيثيّت و استقلالى ندارند . و به عبارت ديگر ، تمام دار تحقّق فانى در حق ، ذاتا و صفتا و فعلا ، هستند ، زيرا كه اگر موجودى از موجودات در يكى از شئون ذاتيّه استقلال داشته باشد ، چه در هويّت وجوديّه و چه در شئون آن ، از حدود بقعهء امكان خارج شود و به وجوب ذاتى مبدّل گردد . و اين واضح البطلان است . و چون اين لطيفهء الهيّه در قلب راسخ شد و فؤاد ذوق آن را چنانچه بايد و شايد كرد ، بر او سرّى از اسرار قدر كشف شود و لطيفه‌اى از حقيقت « امر بين الامرين »
هامش
( 547 ) - « روح الامين آن را نازل كرد . » ( شعراء - 193 ) ( 548 ) - « اى هامان از براى من قصرى بنا كن . » ( غافر - 36 )