نيست ، و مشكل و ثقيل نيست براى او حفظ چيزى ، و پوشيده نمىماند از او چيزى . » « 535 » وهب بن وهب قرشى گفت : « زيد بن على گفت : صمد كسى است كه وقتى اراده كند چيزى را ، بگويد به آن : « باش » پس موجود شود . و صمد كسى است كه ابداع كند اشياء را ، پس خلق فرمايد آنها را در صورتى كه با هم اضدادند و هم شكلند و ازواجند ، و خود متفرّد است به وحدت - نه ضدّ دارد و نه شكل و نه مثل و نه شبه . » « 536 » وهب بن وهب از حضرت علىّ بن الحسين سلام اللّه عليهما نيز كلامى در تفسير صمد نقل كند . و از حضرت باقر العلوم نيز كلامى راجع به اسرار حروف « الصّمد » ذكر كند . پس ، گويد كه حضرت باقر عليه السلام فرمود :
« اگر يافته بودم از براى علمى كه خداوند به من مرحمت فرموده حملهاى ، همانا نشر مىدادم توحيد و اسلام و ايمان و دين و شرايع را از « الصمد » .
چگونه از براى من چنين شود با آن كه جدّم امير المؤمنين نيافت حملهاى براى علمش حتى آن كه آه دردناك مىكشيد و مىفرمود بالاى منبر : سؤال كنيد از من قبل از آن كه مرا نيابيد . همانا بين اضلاع سينهء من است علم بزرگى ، آه آه ، كه نمىيابم حملهء آن را . » « 537 »
خاتمه
ما ختم مىكنيم اين مقام را به ذكر بعض احاديث شريفه در فضل اين سورهء مباركه ، گرچه احاديث در فضل آن به قدرى است كه از حوصلهء اين مختصر خارج است .
در كافى شريف سند به حضرت باقر العلوم ( ع ) رساند كه فرمود : « كسى كه قرائت كند
قُلْ هُوَ اللَّه احَد
را يك مرتبه ، مبارك شود . بر او ، و كسى كه دو
هامش
( 535 ) - منبع پيشين ، حديث 3 .
( 536 ) - منبع پيشين . حديث 4 .
( 537 ) - منبع پيشين ، حديث 6 .