نشئات وجود و عالمى از عوالم غيب و شهود ظهورى ندارد ، ولى به حسب
كُلَّ يَومٍ هُوَ في شَأن
، « 521 » از براى ذات مقدّسش اسماء و صفات و شئون « جماليّه » و « جلاليّه » است ، و از براى او اسماء ذاتيّهايست در مقام احديّت كه مقام غيب است ، و آن اسماء را « اسماء ذاتيّه » بايد گفت . و به تعيّن « اسماء ذاتيّه » تجلّى به « فيض اقدس » فرمايد ، و از اين تجلّى در كسوهء اسماء ذاتيّه ، مقام « واحديّت » و حضرت « اسماء و صفات » و مقام « الوهيّت » تعيّن و ظهور پيدا كند .
پس ، معلوم شد كه بعد از ذات مقدّس ، من حيث هي ، سه مقام و مشهد ديگر است : مقام غيب « احدى » ، و مقام تجلّى « به فيض اقدس » ، كه شايد « عما » كه در حديث نبوى است « 522 » اشاره به آن باشد ، و مقام « واحديّت » كه به احديّت جمع مقام اسم اعظم است ، و به كثرت تفصيلى مقام اسماء و صفات است . و تفصيل اين مقامات محتاج به بسطى است كه از حوصلهء اين اوراق خارج است .
پس از معلوم شدن اين مقدمه ، گوييم كه ممكن است كه هو اشاره باشد به مقام « فيض اقدس » كه تجلّى ذات به تعيّن « اسماء ذاتيّه » است . و اللّه اشاره به مقام احديّت جمع اسمائى كه حضرت « اسم اعظم » است . و احد اشاره به مقام « احديّت » باشد . و بنابراين ، آيهء شريفه در صدد اثبات آن است كه اين مقامات ثلاثه در عين حال كه در مقام تكثير اسمائى كثرت دارند ، به حسب حقيقت در غايت وحدت هستند ، و تجلّى به « فيض اقدس » به حسب مقام ظهور اللّه است و به حسب مقام بطون « احد » است .
و شايد هو اشاره به مقام ذات باشد . و چون هو اشارهء غيبيّه است ، در حقيقت اشاره به مجهول است . و اللّه واحد اشاره به مقام « واحديّت » و « احديّت » باشد . پس ذات را ، كه مجهول مطلق است ، معرّفى فرمايد به
هامش
( 521 ) - « او هر روز در شأنى است . » ( الرّحمن - 29 )
( 522 ) - قال صلّى اللّه عليه و آله حين سئل عنه اين كان ربّنا قبل خلق السّماوات و الارض ؟ - : كان في عماء . - عوالى اللّئالى ، ج 1 ، ص 54 ، فصل چهارم ، حديث 79 .