است : لقد تجلّى في كلامه لعباده . « 524 » و در نهج البلاغه است : انّما كلامه فعله ، « 525 » و فعل جلوهء ذات فاعل مىباشد بى « كلام » . و اگر قلبى ظلمانى و مكدّر شد ، فعل و قول او نيز ظلمانى و مكدّر شود :
مَثَلُ كَلِمَةٍ طَيِّبَةٍ كَشَجَرَةٍ طَيِّبَة
. . .
وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيْثَة .
« 526 » و چون ذات مقدّس حقّ جلّ و علا به حسب
كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأن
، « 527 » در كسوهء اسماء و صفات تجلّى به قلوب انبياء و اولياء كند ، و به حسب اختلاف قلوب آنها تجلّيات مختلف شود ، و كتب سماويّه كه به نعت ايحاء به توسّط ملك وحى ، جناب جبرئيل ، بر قلوب آنها نازل شده به حسب اختلاف اين تجلّيات و اختلاف اسمائى كه مبدئيّت براى آن دارد مختلف شود - چنانچه اختلاف انبياء و شرايع آنها نيز به اختلاف دول اسمائيّه است - پس ، هر اسمى كه محيطتر و جامعتر است ، دولت او محيطتر و نبوت تابعهء او محيطتر و كتاب نازل از او محيطتر و جامعتر است ، و شريعت تابعهء او محيطتر و با بادوامتر است . و چون نبوّت ختميّه و قرآن شريف و شريعت آن سرور از مظاهر و مجالى ، يا از تجلّيات و ظهورات ، مقام جامع احدى و حضرت اسم اللّه الاعظم است ، از اين جهت محيطترين نبوّات و كتب و شرايع و جامعترين آنها است ، و اكمل و اشرف از آنها تصوّر نشود ، و ديگر از عالم غيب به بسيط طبيعت علمى بالاتر يا شبيه به آن تنزّل نخواهد نمود ، يعنى ، آخرين ظهور كمال علمى كه مربوط به شرايع است همين ، و بالاتر از اين امكان نزول در عالم ملك ندارد ، پس ، خود رسول ختمى صلّى اللّه عليه و آله اشرف موجودات و مظهر تامّ اسم اعظم است ، و نبوّت او نيز اتمّ نبوّات ممكنه و
هامش
( 524 ) - « همانا خداوند در كلام خود بر بندگانش جلوه نموده است . » بحار الانوار ، ج 89 ، ص 107 .
( 525 ) - « همانا كلام او فعل اوست . » نهج البلاغة ، فيض الاسلام ، ص 737 ، خطبهء 228 .
( 526 ) - « مثل كلمهء طيّبه مثل درختى پاكيزه است . » مقتبس از آيهء 24 سورهء إبراهيم . « و مثل كلمهء خبيثه مثل درختى پليد است . . . » . ( إبراهيم - 26 )
( 527 ) - پاورقى 521 .