فرمودند ما هستيم . « 399 » و در ادعيهء شريفه و باسمك الّذى تجلّيت على فلان بسيار است . « 400 » و محتمل است كه « بسم اللّه » در هر سوره متعلق به خود آن سوره باشد ، مثلا ، بسم اللّه سورهء مباركهء « حمد » متعلق به حمد است . و اين مطابق ذوق عرفانى و مسلك اهل معرفت است ، زيرا كه اشاره به آن است كه حمد حامدان و ثناى ثناجويان نيز به قيّوميّت اسم « اللّه » است . بنابراين ، « تسميه » در مقدمهء جميع اقوال و اعمال - كه يكى از مستحبّات شرعيه است - براى تذكّر آن است كه هر قول و عملى كه از انسان صادر مىشود به قيّوميّت اسم الهى است ، زيرا كه جميع ذرّات وجود تعيّن « اسم اللّه » و به اعتبارى خود آنها « اسماء اللّه » هستند . و بنابراين احتمال ، معنى « بسم اللّه » در نظر كثرت ، در هر سوره و هر قول و فعلى مختلف است . و فقهاء گفتهاند بسم اللّه براى هر سوره تعيين بايد شود ، و اگر براى يك سوره بسم اللّه گفته شد ، سورهء ديگر را با آن نتوان ابتدا كرد . و آن مطابق مسلك فقهى نيز خالى از وجه نيست و مطابق اين تحقيق وجيه است . و به نظر اضمحلال كثرات در حضرت اسم اللّه اعظم ، براى تمام بسماللّهها يك معنا است .
چنانچه اين دو نظر در مراتب وجود و منازل غيب و شهود نيز هست : در نظر كثرت و رؤيت تعيّنات ، موجودات متكثّر و مراتب وجود و تعيّنات عالم اسماء مختلفه رحمانيّه و رحيميّه و قهريّه و لطفيّه است . و در نظر اضمحلال كثرات و انمحاء انوار وجوديّه در نور ازلى فيض مقدّس ، جز از فيض مقدّس و اسم جامع الهى اثر و خبرى نيست . و همين دو نظر در اسماء و صفات الهيّه نيز هست : به نظر اول ، حضرت واحديّت مقام كثرت اسماء و صفات ، و جميع كثرات از آن حضرت است . و به نظر ثانى ، جز از حضرت اسم اللّه الاعظم اسم و رسمى نيست . و اين دو نظر ، حكيمانه و با قدم فكر است . و اگر نظر
هامش
( 399 ) - پاورقى 337 .
( 400 ) - از جمله در دعاى شريف « سمات » مصباح المتهجّد ، ص 376 .