و اين وادى غير از وادى بغض في اللّه و حبّ في اللّه است كه انسان بايد با اعداء دين عداوت داشته باشد ، چنانچه در روايات شريفه و قرآن كريم وارد است . و آن در جاى خود صحيح و اين نيز در جاى خود صحيح است . و اكنون مجال بيان آن نيست .
فصل پنجم در بيان اجمالى از تفسير سورهء مباركهء « حمد » و در آن شمهاى از آداب تحميد و قرائت است .
بدان كه علما را اختلاف است در متعلق « باء » در بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . و هر كس به حسب مشرب خود از علم و عرفان براى آن متعلقى ذكر نموده ، چنانچه علماء ادب از مادهء « ابتدا » يا « استعانت » مثلا اشتقاقى نموده و تقدير گرفتهاند . و اين كه در بعض روايات نيز وارد است كه « بسم اللّه » اى ، استعين ، يا بر وفق مذاق عامّه است ، چنانچه در روايات بسيار شايع است ، و اختلاف احاديث بسيارى به همين معنى محمول است ، و لهذا در همين باب نيز در « بسم اللّه » حضرت رضا عليه السلام فرموده : اى ، اسم نفسي بسمة من سمات اللّه . « 394 » و يا آن كه مقصود از « استعانت » لطيفتر از آن است كه عامّه ادراك مىكنند كه در آن سرّ توحيد به نحو ادقّ است .
و بعض اهل معرفت آن را متعلّق به « ظهر » گرفته و گفته : اى ، ظهر الوجود ببسم اللّه . « 395 » و اين به حسب مسلك اهل معرفت و اصحاب سلوك و عرفان است كه همهء موجودات و ذرّات كائنات و عوالم غيب و شهادت را به
هامش
( 394 ) - پاورقى 382 .
( 395 ) - « هستى با بسم اللّه [ الرحمن الرحيم ] پديدار گشت . » اين وجه را در معناى « بسمله » محيى الدين عربى در كتاب « الفتوحات المكّيّة ، ج 1 ، ص 102 ، آورده است .