غايت عبادات است - چنانچه خداى تعالى در خلوت انس و محفل قدس به كليم خود موسى بن عمران فرمود :
انَّنى انَا اللَّه لا الهَ الَّا انَا فَاعْبُدْنى وَ اقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرى ،
« 403 » غايت اقامهء صلاة را ذكر خود قرار داد - پس بعد از تذكّر شديد ، راه ديگر از معارف به قلب عارف باز شود و جذب به عالم وحدت شود تا آن كه لسان حال و قلبش آن شود كه باللّه الحمد للّه « 404 » و أنت كما اثنيت على نفسك « 405 » و اعوذ بك منك . « 406 » اين اجمالى از سرّ تعلّق « باء » بسم اللّه ، و شمّهاى از معارفى كه از آن استفاده شود . و اما اسرار « باء » و نقطهء تحت الباء ، كه در باطن مقام ولايت علوى است و مقام جمع الجمع قرآنى است ، پس آن مجالى واسعتر مىخواهد .
و اما حقيقة الاسم ، پس از براى آن ، مقام غيبى ، و غيب الغيبى ، و سرّى ، و سرّ السرّى است ، و مقام ظهور ، و ظهور الظّهورى . و چون اسم علامت حق و فانى در ذات مقدّس است ، پس هر اسمى كه به افق وحدت نزديكتر و از عالم كثرت بعيدتر باشد در اسميّت كاملتر است . و اتمّ الاسماء اسمى است كه از كثرات ، حتى كثرت علمى ، مبرّا باشد ، و آن تجلّى غيبى احدى احمدى است در حضرت ذات به مقام « فيض اقدس » كه شايد اشاره به آن باشد كريمهء شريفهء
او ادنى ،
« 407 » و پس از آن ، تجلّى به حضرت اسم اللّه الاعظم است در حضرت واحديت ، و پس از آن ، تجلّى به « فيض مقدس » است ، و پس از آن ، تجلّيات به نعت كثرت است در حضرات اعيان إلى اخيرة
هامش
( 403 ) - « همانا منم خداى يكتا خدايى جز من نيست ، پس مرا پرستش كن و نماز را براى ياد من بر پا دار . » ( طه - 14 )
( 404 ) - « سپاس او به خود اوست . »
( 405 ) - پاورقى 224 .
( 406 ) - پاورقى 1 - 224 .
( 407 ) - فكانَ قَابَ قَوْسَيْنِ اوْ ادْنى ( پس نزديك شد چنان كه فاصلهاش با او به قدر دو كمان يا نزديكتر بود . ) ( نجم - 9 )