سختىهاى آنجا مقابله نكند . و اين مطلب براى كسانى كه ميزان عذاب و عقاب آخرت و اسباب و مسبّبات آنجا را مىدانند پرواضح است . پس ، شمشيرى كه به گردن يهود بنى قريظه و امثال آنها زده مىشد به افق رحمت نزديكتر بوده و هست تا به افق غضب و سخط .
و باب امر به معروف و نهى از منكر از وجههء رحمت رحيميّه است .
پس ، بر آمر به معروف و ناهى از منكر لازم است كه به قلب خود از رحمت رحيميّه بچشاند ، و نظرش در امر و نهى خودنمايى و خودفروشى و تحميل امر و نهى خود نباشد ، زيرا كه اگر با اين نظر مشى كند ، منظور از امر به معروف و نهى از منكر ، كه حصول سعادت عباد و اجراى احكام اللّه در بلاد است ، حاصل نشود . بلكه گاه شود كه از امر به معروف انسان جاهل نتيجهء معكوسه حاصل شود ، و چندين منكر سر بار شود براى يك امر و نهى جاهلانه كه از روى خواهش نفسانى و تصرّف شيطانى واقع شود . و اما اگر حسّ رحمت و شفقت و حق نوعيّت و اخوت انسان را به ارشاد جاهلان و بيدار كردن غافلان وادار كند ، كيفيّت بيان و ارشاد كه از ترشّحات قلب رحيمانه است طورى شود كه قهرا تأثير در موادّ لايقه بسزا كند و قلوب صلبهء سخت را نيز از آن استكبار و استنكار فرونشاند . افسوس كه ما از قرآن تعلم نمىگيريم و به اين كتاب كريم الهى نظر تدبّر و تعلّم نداريم و استفادهء ما از اين ذكر حكيم كم و ناچيز است .
اكنون تفكر در آيهء شريفهء
اذْهَبا الى فِرعَوْنَ انَّهُ طَغى فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ اوْ يَخْشى
« 384 » راههايى از معرفت و درهايى از اميد و رجاء به قلب انسان مفتوح كند :
فرعون كه طغيانش به جايى رسيد كه
انَا رَبُّكُم الاعْلى
« 385 » گفت ، و علوّ و فسادش به پايهاى قرار گرفت كه
يُذَبِّحُ ابْنائَهُمْ وَ يَسْتَحْيى نِسائَهُمْ
« 386 » دربارهء او
هامش
( 384 ) - « به سوى فرعون برويد كه همانا سركشى كرده ، پس با او سخن نرم بگوييد شايد متذكر شود يا بترسد . » ( طه - 43 ، 44 )
( 385 ) - « من والاپروردگار شمايم . » ( نازعات - 24 )
( 386 ) - « پسرانشان را سر مىبريد و زنانشان را نگاه مىداشت . » ( قصص - 4 )