تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
يَحْضُروُن .
« 375 » پس ، انسان در دو مقام مستعيذ نيست : يكى قبل از سلوك ، و آن حال احتجاب محض است كه در تحت تصرّف و سلطنت شيطان است . و يكى بعد از ختم سلوك ، كه فناى مطلق دست دهد ، كه از مستعيذ و مستعاذ منه و مستعاذ له و استعاذه خبرى نيست . و در دو مقام مستعيذ است : يكى حال سلوك إلى اللّه ، كه استعاذه كند از خارهاى طريق وصول كه قعود بر صراط مستقيم انسانيّت كردند ، چنانچه خداوند از قول شيطان حكايت فرمايد :
فَبِما اغْوَيْتَنى لَاقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيم
« 376 » و يكى در حال صحو و رجوع از فناى مطلق ، كه استعاذه كند از احتجابات تلوينيّه و غير آن .

ركن دوم در « مستعاذ منه » است .

و آن ابليس لعين و شيطان رجيم است كه به واسطهء دامهاى گوناگون انسان را از وصول به مقصد و حصول مقصود باز دارد . و آنچه كه بعض اعاظم از اهل معرفت ذكر فرموده كه حقيقت شيطان عبارت است از جميع عالم به جنبهء سوائيّه ، پيش نويسنده تمام نيست ، زيرا كه جنبهء سوائيّه كه عبارت از يك صورت موهومهء عارى از حقيقت و خالى از تحقّق و واقعيتى است ، از دامهاى ابليس است كه انسان را سرگرم به آن مىكند - و شايد اشاره به اين معنى باشد قول خداى تعالى :
الْهيكُمُ التَّكاثُرُ حَتّى زُرْتُمُ الْمَقابِر
« 377 » - و الّا خود ابليس حقيقتى است كه داراى تجرّد مثالى و حقيقت ابليسيّه كلّيّه كه رئيس الابالسه است و هم الكلّ است ، چنانچه حقيقت عقليّهء مجرّدهء كلّيّه ، كه آدم اوّل است ، عقل الكلّ است ، و واهمه‌هاى جزئيّهء ملكيّه از مظاهر و شئون آن است ، چنانچه عقول جزئيّه از شئون و مظاهر عقل كلّى است . و تفصيل و تحقيق اين مقام از حوصله اين رساله خارج است .
هامش
( 375 ) - « و بگو پروردگارا ، پناه مىبرم به تو از وسوسه‌هاى شيطانها و پناه مىبرم به تو از اينكه نزد من حاضر شوند . » ( مؤمنون - 97 ، 98 ) ( 376 ) - پاورقى 363 . ( 377 ) - « شما را جستن بيشى مال غافل ساخت تا هنگام رسيدن به گورستان . » ( تكاثر - 1 - 2 )