تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
اين مقام ، استعاذهء روح ، و استعاذهء سرّ ، و ديگر مراتب استعاذه است ، كه با اين اوراق تناسب ندارد ، و اين قدر نيز از طغيان قلم عبد يا اجراى قلم مولا جلّ و علا صورت ترقيم گرفت . و إليه المفزع . يكى ديگر از آداب و شرائط استعاذه آن است كه در آيهء شريفه - كه در اول فصل مذكور شد - اشاره به آن فرموده ، و آن « ايمان » است . و آن غير از علم است ، و لو به برهان حكمى حاصل شود ( پاى استدلاليان چوبين بود ) . « 370 » و ايمان حظّ قلب است كه با شدّت تذكّر و تفكّر و انس و خلوت با حق حاصل شود . شيطان با آن كه علم به مبدأ و معاد - به نص قرآن - داشته ، در زمرهء كفار محسوب شده . اگر ايمان عبارت از همين علم برهانى بود ، بايد كسانى كه اين علم را دارند از تصرف شيطان دور باشند و نور هدايت قرآن در آنها تابان باشد ، با اينكه اين آثار را مىبينيم حاصل نشود با ايمان برهانى . پس اگر بخواهيم از تصرف شيطان خارج شويم و در تحت پناه حق تعالى واقع شويم ، بايد با شدّت ارتياض قلبى و دوام توجّه يا كثرت آن و شدّت مراوده و خلوت ، حقايق ايمانيّه را به قلب رسانده تا قلب الهى شود ، و چون قلب الهى شد ، از تصرّف شيطان تهى گردد ، چنانچه خداى تعالى فرمايد :
اللَّه وَلِىُّ الَّذينَ آمَنوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُلُماتِ الىَ النّوُر
. « 371 » پس مؤمنين را ، كه حق تعالى متصرّف و متولّى ظاهر و باطن و سرّ و علن است ، از تصرّفات شيطان خالص و در سلطنت رحمن داخلند ، و از همهء مراتب ظلمات به نور مطلق آنها را خارج كند : از ظلمت معصيت و طغيان ، و ظلمت كدورات اخلاق رذيله ، و ظلمت جهل و كفر و شرك و خودبينى و خود خواهى و خودپسندى ، به نور طاعت و عبادت و انوار اخلاق فاضله ، و نور علم و كمال ايمان و توحيد و خدا بينى و خدا خواهى و خدا دوستى منتقل شود .
هامش
( 370 ) - « پاى استدلاليان چوبين بود - پاى چوبين سخت بىتمكين بود » . - مولوى ( 371 ) - پاورقى 158 .
آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 226 | السيد الخميني