تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
جميع شئون الهيّه است ، و از اين جهت اذان و اقامه مفتتح است به « اللّه » و مختتم است به آن ، و اللّه اكبر در جميع حالات و انتقالات نماز تكرار شود و توحيدات ثلاثه ، كه قرة العين اولياء است ، در نماز حاصل شود ، و صورت فناء مطلق و رجوع تام در آن آميخته است . و به حسب باطن و حقيقت ، معراج قرب حق است و حقيقت وصول به جمال جميل مطلق است و فناى در آن ذات مقدس است ، كه فطرت بر آن عاشق است ، و طمأنينهء تامّه و راحت مطلقه و سعادت عقليّه تامّه به آن حاصل آيد -
الا بِذِكْرِ اللَّه تَطْمَئِنُّ الْقُلوُب
. « 217 » پس ، كمال مطلق ، كه وصول بفناء اللّه و اتصال به بحر غير متناهى وجوبى است و شهود جمال ازل و استغراق در درياى نور مطلق است ، در نماز حاصل شود ، و راحتى مطلق و استراحت تامّ و طمأنينهء كامله نيز در آن پيدا شود ، و دو ركن سعادت حاصل آيد . پس ، نماز فلاح مطلق است ، و آن خير الاعمال است . و سالك بايد اين لطيفهء الهيّه را با تكرار و تذكّر تامّ به قلب بفهماند و فطرت را بيدار كند ، و پس از ورود به قلب ، فطرت از جهت كمال و سعادت طلبى به آن اهميت دهد و از آن محافظت و مراقبت نمايد . و در تكرار آنها نيز همان نكته است كه گفته شد . و چون سالك بدين مقام رسيد ، اعلان حضور دهد ف قد قامت الصّلاة . پس ، بايد خود را در حضور مالك الملوك عوالم وجود و سلطان السّلاطين و عظيم مطلق ببيند ، و به قلب خود خطرهاى حضور را كه همه‌اش به قصور و تقصير امكانى رجوع كند ، بفهماند ، و با كمال شرمندگى و خجلت از عدم قيام به امر و قدم خوف و رجا وارد شود ، و وفود به كريم كند و خود را داراى زاد و راحله نبيند و قلب خود را از سلامت تهى بيند و عمل خويش را از حسنات نداند و به پشيزى نشمرد . و اگر اين حال در قلبش مستحكم شد ، اميد است كه مورد عنايت گردد :
امَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ اذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوء
. « 218 »
هامش
( 217 ) - « هان كه با ياد خدا دلها آرام گيرد . » ( رعد - 28 ) ( 218 ) - پاورقى 107 .
آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 143 | السيد الخميني