تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آداب الصلاة ( آداب نماز ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
رسالت را كه براى اشرف الخليقه ثابت نمود ، مقام فناى مطلق و لا استقلالى تامّ است ، زيرا كه رسالت مطلقهء ختميّه خلافت كبراى الهيّهء برزخيه است ، و اين خلافت خلافت در ظهور و تجلّى و تكوين و تشريع است ، و خليفه را از خود به هيچ وجه استقلالى و تعيّنى نبايد باشد ، و الّا خلافت به اصالت برگردد ، و اين براى احدى از موجودات امكان ندارد . پس ، سالك إلى اللّه بايد مقام خلافت كبراى احمديّه را به باطن قلب و روح برساند ، و به واسطهء آن ، كشف حجاب و خرق ستور نمايد و از حجب تعيّن خلقى بكلّى خارج شود ، پس ، ابواب جميع سماوات براى او مفتوح شود و به مقصد خود بىحجاب نائل گردد .

فرع فقهىّ و اصل عرفانىّ [ بيان استحباب شهادت به ولايت و اشاره به اينكه هر يك از شهادت به توحيد ، رسالت و ولايت منطوى در ديگرى است ]

در بعضى از روايات غير معتبره وارد شده است كه پس از شهادت به رسالت در اذان بگويند : اشهد انّ عليّا ولىّ اللّه . مرّتين . و در بعضى روايات است كه اشهد انّ عليّا امير المؤمنين حقّا . مرّتين . و در بعض ديگر است : محمّد و آل محمّد خير البريّة . و شيخ صدوق رحمه اللّه اين روايات را از موضوعات مفوّضه قرار دادند و تكذيب آنها را كردند . « 214 » و مشهور بين علماء رضوان اللّه عليهم عدم اعتماد به اين روايات است . و بعضى از محدّثين آن را جزء مستحبّى قرار دادند و به واسطهء تسامح در ادلّهء سنن . و اين قول بعيد از صواب نيست ، گرچه به قصد قربت مطلقه گفتن اولى و احوط است ، زيرا پس از شهادت به رسالت ، مستحب است شهادت به ولايت و امارت مؤمنين . چنانچه در حديث « احتجاج » وارد است كه قاسم بن معاويه گفت كه به حضرت صادق عرض كردم كه اهل سنت حديثى در معراج نقل كنند كه چون رسول خدا را به معراج بردند ، ديد بر عرش لا إله الّا اللّه ، محمّد رسول اللّه ،
هامش
( 214 ) - من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 188 ، « كتاب الصّلاة » ، « باب الاذان و الاقامة و ثواب المؤذّنين » ، ذيل روايت 35 .