فصل پنجم در بعضى از آداب « حيعلات » است
و چون سالك إلى اللّه با تكبيرات اعلان عظمت حق تعالى را از توصيف نمود و با شهادت به الوهيت قصر توصيف و تحميد بلكه هر تأثير را در حق نمود و خود را از لياقت قيام به امر انداخت و با شهادت به رسالت و ولايت اختيار رفيق و مصاحب كرد و تمسّك به مقام قدس خلافت و ولايت پيدا نمود - كما قيل : الرّفيق ثمّ الطّريق « 216 » - پس از آن ، بايد به صراحت لهجه قواى ملكيّه و ملكوتيّه را مهيّا نمايد براى نماز و اعلان حضور را به آنها بدهد بقوله : حىّ على الصّلاة . و تكرار آن براى تنبيه كامل و ايقاظ تام است ، يا يكى به قواى مملكت داخل است ، و ديگر به قواى مملكت خارج است ، چه كه آنها نيز در اين سفر با انسان سالكند ، چنانچه اشاره به آن گرديد و بيايد .
و در اين مقام ادب سالك آن است كه قلب و قواى خود را تفهيم كند و به باطن قلب بفهماند قرب حضور را تا خود را مهيا كند براى آن ، و آداب صوريّه و معنويّه را كاملا مراقبت نمايد . پس از آن ، سرّ صلاة و نتيجهء آن را اجمالا اعلان كند بقوله : حىّ على الفلاح و حىّ على خير العمل تا فطرت را بيدار نمايد ، زيرا كه فلاح و رستگارى سعادت مطلقه است ، و فطرت همهء بشر عاشق سعادت مطلقه است ، زيرا كه فطرت كمال طلب و راحت طلب است و حقيقت سعادت كمال مطلق و راحت مطلق است . و آن در نماز كه خير الاعمال است قلبا و قالبا و ظهورا و بطونا حاصل آيد ، زيرا كه صلاة به حسب صورت و ظاهر ، ذكر كبير و جامع است و ثناى به اسم اعظم است كه مستجمع
هامش
( 216 ) - وسائل الشيعة ، ج 8 ، ص 299 ، « كتاب الحجّ » ، « أبواب آداب السّفر » ، باب 30 ، حديث 11 . به نقل از محاسن برقى ، ص 357 . در بعض روايات ديگر نيز اين مضمون وارد شده است ، مانند : سل عن الرّفيق قبل الطّريق . نهج البلاغة ، فيض الاسلام ، ص 936 . و الرّفيق ثمّ السّفر . الاشعثيّات ، ص 164 .
« باب سوء الجوار » .